روانشناسي انسان سلطه جو (انسان خويشتن ساز)


سلام خدمت همه دوستان گرامي

در مقاله قبل در مورد سلطه جويي تعريف انسان سلطه جو و انسان خويشتن ساز و انواع آدمهاي سلطه جو را گفتيم. پيشنهاد مي كنم اگر آن مقاله را نخوانديد قبل از خواندن اين مقاله نگاهي به آن بكنيد.

خصوصيات انسانهاي سلطه جو و خويشتن ساز

سلطه جويان
1- فريب (تزوير، ظاهرسازي)
او با عمل و ايفاي نقش نفوذ خود را اعمال مي كند
2- نا آگاهي (مردگي، بي حوصلگي)
او از مواهب واقعا مهم زندگي بي خبر است. و هر چه را كه مي خواهد مي بيند و مي شنود
3- كنترل (آگاهانه، ناخودآگاه)
آدم سلطه جو به زندگي همچون بازي شطرنج مي نگرد. او به شدت كنترل مي شود و ديگران را كنترل مي كند
4- بدگماني (عدم اعتماد)
انسان سلطه جو نسبت به خود و ديگران بدبين است

خويشتن سازان
1- شرافت (صفا، نبوغ و بي ريايي)
انسان خويشتن ساز بدرستي مي تواند نمايانگر همه احساساتش باشد از خصوصيات وي ساده دلي، ظاهرساده و نشاندادن آنچه هست مي باشد
2- آگاهي (هشياري، زندگي، علاقه مندي)
او به دقت و بخود و ديگران توجه كرده و گوش مي كند. از طبيعت هنر و موسيقي و ساير ابعاد واقعي زندگي اطلاع كامل دارد
3- آزادي (رفتار خود به خودي ،گشاده دلي)
براي اظهار توانايي هاي بالقوه خود آزادي دارد ،فرمانرواي زندگي خويش است و به جاي اينكه يك عروسك خيمه شب بازي باشد بر اشيا حاكم است
4- اعتماد (ايمان ، اعتقاد)
نسبت به خود و ديگران نسبت به زندگي و ادامه آن اعتماد و اطمينان دارد

در قسمت قبل اين مبحث هشت نوع آدم سلطه جو را گفتيم و حالا نقاط مقابل آن يعني هشت نوع انسان خويشتن ساز را بررسي مي كنيم

1- رهبر : نقطه مقابل ديكتاتور است . او به جاي اينكه دستور بدهد هدايت مي كند. او قدرتمند است اما خود را تحميل نمي كند
2- همدل : او نقطه مقابل آدم ضعيف است. همدل محبت مي كند خوب گوش مي دهد و به نقاط ضعف خويش گرفتار است
3- احترام گذار: كه نقطه مقابل حسابگر است. او به شخصيت انسانها احترام مي گذارد و افراد را به صورت شيي نمي پندارد
4- ستايشگر: نقطه مقابل انسان وابسته است.او به ديگران متكي است و مهارتهاي مختلفي را كه ديگران بايد ابراز كنند قدر مي داند. او پديدهايي را كه از نظر او مثبت هستند ستايش مي كند و برايش مهم نيست كه ديگران مانند او فكر مي كنند يا نه
5- خود نما مقابل قلدر است. او دشمن مهم را ارج مي نهد و در كارش رك و بي پرده است. او مانند قلدر دشمني ندارد و تحكم گرا نيست
6- دلسوز نقطه مقابل آدم خوب است( در مقاله قبلي در مورد آدم خوب صحبت شده ) او مانند آدم خوب تملق نمي گويد وي فردي صميمي و عاشق واقعي مردم است.
7- رك گو در مقابل قاضي قرار دارد. او مي تواند اعتقادات خود را با قدرت اظهار دارد و مسئول كار ديگران نيست
8- راهنما مقابل هواخواه است او از كسي حمايت نمي كند و به ديگران چيزي نمي آموزد ولي با ملايمت هر فرد را ياري مي كند تا راه خود را پيدا كند.

در مباحث بعدي بيشتر به شخصيت اين دو فرد يعني خويشتن ساز و سلطه جو مي پردازيم
نظرات خوب شما مرا در ادامه راه استوار تر خواهد كرد
با تشكر
واثق

   + واثق - ۸:٤٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٩ تیر ۱۳۸٢