عشقهاي كاذب

سلام

چو عاشق ميشدم گفتم که بردم گوهر مقصود

ندانستم که اين دريا چه موج خون فشان دارد

شايد بتوان بدون هيچ ترديدي گفت كه كسي نيست كه با اين واژه آشنا نباشد و هر كس در طول زندگي حتما با آن رو برو شده است. بسياري از اتفاقات خوب و بد مهم تاريخ هم ريشه اش همين عشق بوده و بسياري از اعمال پسنديده و در مقابل آن كارهاي نا پسند و جنايات هم به همين شكل بوجود آمده. اين واژه به قدري پيچيده هست كه با اينكه اين همه شعر و مقاله و كتاب و حرف و حديث در باره آن است اما هنوز حرف ناگفته بسيار است و پاياني هم نخواهد داشت. حتما در بحثهاي امروزي به عنوانهايي از قبيل عشق حقيقي و عشق مجازي ، عشق زميني و آسماني و بر خورده ايد.

من اصلا قصد ندارم در اين زمينه صحبتي كنم فقط يك مقوله به نام عشقهاي كاذب را بررسي ميكنيم. كه بسيار جالب است و اميدوارم مورد استفاده قرار گيرد.

بر اثر سه عامل در انسان ممكن است عشقي پديد بيايد كه كاذب است. البته تقريبا ميتوان گفت كه هيچ عشقي به طور صد در صد صادق نيست و حتما درصدي از اين سه عامل را دارد ولي گاهي يك عشق صد در صد كاذب است. اگر در عشقي اين سه عامل را كه خواهم گفت را برطرف كرديم يا در نظر نگرفتيم و ديديم كه عشق همچنان پا برجاست ميتوان گفت اين عشق صادق است. اما اين سه عامل چيست؟

 

1 عشق از روي نياز

براي مثال وقتي را در نظر بگيريد كه بسيار خسته و گرسنه هستيد و در شرايط نا مساعد و به عنوان غذا نان و پنير ميخوريد و بعد از آن ميگوييد: «عجب پنير خوشمزه اي بود» يا «چه قدر چسبيد» در اينجا شما براي اينكه به اين غذا نياز داشتيد اينقدر از آن لذت برديد و گرنه در شرايط معمولي ممكن است هيچ وقت سراغ چنين غذايي نرويد. در حالت بر عكس ممكن است كه در شرايط خوبي هم باشيد و چندان هم گرسنه نباشيد اما غذايي جلوي شماست كه ظاهر خوبي هم دارد. قصد نداريد بخوريد اما يك كم مي چشيد و ميبينيد كه خيلي خوشمزه است. تا اينكه ميبينيد غذا را تا آخر خورده ايد. در اينجا جذابيت غذا شما را وادار به خوردن كرده است.

البته فكر نكنيد كه اگر نياز داريد نبايد سراغ عشق برويد چه بهتر كه گرسنه هم باشيد و آن غذاي خوب را بخوريد كه در اين صورت لذت شما چند برابر خواهد بود.

پس عشق از روي نياز عشقي است كه در شرايط غير طبيعي وجود دارد و در شرايط طبيعي از بين ميرود

 

2 عشق از روي محدوديت

شرايطي را در نظر بگيريد كه چند ساعت در اتاق خود نشسته ايد و به كارهاي خود مشغوليد. در اتاق هم بسته است و كاري هم با بيرون نداريد. اما در نظر بگيريد كه وقتي وارد اتاق شديد در اتاق قفل شده و نميتوانيد خارج شويد. اينجاست كه بي قرار مي شويد. حالا هم دلتان ميخواهد آب بخوريد هم تلويزيون نگاه كنيد و هم كارهايي را كه در اين شرايط نميتوانيد انجام دهيد.

گاهي هم ممكن است در شرايطي محدود باشيم كه امكان وجود عشق نيست در اين صورت انسان به طبع نفس خود هريس تر مي شود و ممكن است عجولانه پي عشق باشد كه اين عشق محكوم به شكست است. و در صورت وصال خنثي ميشود

در كل عادت در وصال خنثي و در فراق شعله ور ميشود

 

3 عشق به خاطر تازگي

هر چيزي وقتي تازه هست عزيز است. حتي يك خانه ماشين و يا حتي يك خودكار. اگر هر يك از اين وسيله ها را تهيه كنيد تا چند مدت اول حسابي حواستان هست كه آسيب نبيدند اما در گذر زمان برايتان عادي شده و فراموش ميكنيد. عشق هم ممكن است به اين صورت شكل بگيرد كه اگر بر اين اساس باشد فرو خواهد پاشيد.

بايد بدانيم كه عشق از مدت آن شناخته ميشود نه از شدت آن.

 

 اين هم اين سه عامل كه ممكن است موجب عشق كاذب در انسان شود. پس بايد حواسمان را جمع كنيم تا دچار چنين عشقي نشويم

منتظر نظرات و راهنمايي هاي شما هستم

با تشكر

واثق

   + واثق - ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٧ آبان ۱۳۸٢