برگ پانزدهم دفتر عشق

سلام به دوستان عزیز

باز هم مثل همیشه اول از همه تشکر میکنم که لطف میکنید و من رو همراهی میکنید

بحث امروزی که میخوام بگم در مورد توبه هست. توبه از می و عشق و رندی و ... آیا امکان داره؟ خیلی ها معتقدند که نه و میشه جریان اون پادشاه که میخواست از خوردن شراب توبه کنه و گفت :

تـــوبــه کــتردم کــه دگــر مــی نــــخورم

بجز از امشب و فردا شب و شبهای دگر

 

بله توبه از عشق امکان پذیر نیست. یه بار که طعمش رو چشیدی دیگه نمیتونی ازش اجتناب کنی. اگر هم این کار رو بکنی همیشگی نیست و باز هم سراغ آدم میاد و بدون اینکه متوجه بشیم نفوذ میکنه و یه وقت متوجه میشیم که گرفتاریم.

من ترک عشق و شاهد و ساغر نمیکنم

صـــد بـــار تــوبــه کــردم و دیــگـر نمیکنم (حافظ)

 

توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنون

میگزم لب که چرا گوش به نـادان کـردم (حافظ)

 

میبینید که حتی در این موارد عاشق خودش رو به خاطر توبه کردن سرزنش میکنه و توبه ز توبه کردن میکنه. و گاهی هم که توبه کرده و فکر میکرده که توبه محکم و استواری کرده باز توبه رو شکسته. در واقع معتقدند که توبه کردن از عشق کار بیهوده ای هست.

اسـاس تـوبـه کـه در مـحکمی چو سنگ نمود

ببین که جام زجاجی چه طرفه اش بشکست (حافظ)

 

اما چند بیت از مولانا از دبوان غزلیات شمس تبریزی بشنوید که اون هم در این رابطه با حافظ هم عقیده هست. در واقع همه عاشقها در این موضوع هم عقیده هستند

هم زهد بر شکست، هم توبه توبه کرده

چون هست عاشقان را کاری ورای توبـه

 

تو گـواه بـاش خـواجـه کـه ز تـوبـه تـوبـه کردم

بشکسته جام توبه چو شراب عشق خوردم

بـه جـمـال بی نـظیـرت، بـه شراب شیر گیرت

کـه بـه گـرد عـهـد و تــوبـه نــرم دگــر، نـگـردم

 

بعضی از دوستان لطف میکنند و در نظرات و راهنماییهاشون میفرمایند که خیلی خلاصه مطلب رو میگم و شرح و تفصیلش نمیدم که درست هم میفرمایند اما نمیدونم چرا هر دفعه که میخوام این کار رو بکنم نمیتونم و وقتی از این شعرها استفاده میکنم دیگه زبونم بسته میشه چون همه چیز رو به این زیبایی بیان کردند و صحبت کردن من در کنار اونها بیشتر از این بیهودست. و از طرفی هم نمیخوام مطالبم اینقدر طولانی بشه که حوصله شما رو سر ببره. مرور همین ابیات شعر هم خودش خیلی خوبه و قطعا از حرفهای من زیبا تر و جذاب تر

 

در حاشیه

1 – در متن قبلی مطلبی در مورد روانشناس و روانپزشک نوشته بودم که دوست خوبم جناب آقا محمود ظاهرا اشتباه برداشت کرده بودند. چون من هم کاملا با نظر ایشون موافقم و همون رو هم گفته بودم. من گفتم که هر احساس ناراحتی ناشی از مشکل بدنی و ترشح هورمونها میشه. ترس، استرس، افسردگی و هر چیز دیگه و گفتم که مراجعه به روانپزشک در این موارد فایده نداره چون مشکل اساسی که باعث این اختلال هورمونی و عصبی میشه سر جای خودش میمونه. و فقط ممکنه که دارو به صورت موقتی کمی باعث کند شدن فعالیت مغزی بشه که باز بعد از مصرف دارو همه چیز سر جای خودش بر میگرده و حتی شاید بدتر  چون عادت به دارو هم به وجود اومده. از این رو در اینجا نیاز به روانشناس هست که با تشخیص و  حل مشکل روحی و روانی مشکل رو از بین ببره که در این صورت عملکرد هورمونی و عصبی هم سر جای خودش بر میگرده و منظم میشه. ضمن اینکه گفته بودم مراجعه به روانپزشک در مواقعی مناسب هست که سیستم عصبی به هر دلیل از جمله مشکلات وراثتی دچار تخریب شده باشه.

 

2 -  یه دوست قدیمی که از اولین همراهان من در این وبلاگ بود چند ماهی غیبش زد بدون هیچ خبری و همه نگرانش بودیم ولی حالا برگشته و خیلی از این بابت خوشحالم و امیدوارم مشکلی براش پیش نیومده باشه. فیونا صاحب وبلاگ سرانجام آفتاب. دوست دیگرم هم ساحل صاحب وبلاگ آبی تر از آسمون دو ماهی بود که پیداش نبود و حالا برگشته البته ازش گله دارم ولی خیلی لطف کرده و مثل سابق با سوالهای خوبش من رو همراهی کرده که جوابش رو هم خواهم داد..

 

3 – این هم جواب همون دوست عزیز که پرسیده یه عشق واقعی کی هست و از کجا مطمئن بشیم. خوب همه این مواردی که من در مورد عشق میگم نشانه های عشق واقعی هست اما به طور خلاصه و البته از نظر خودم میگم. یه مطلبی تو آرشیو وبلاگم هست  به نام عشقهای کاذب که گفته بودم که در صورتی که اون سه مورد رو که باعث عشق کاذب میشه رو حذف کنیم و باز هم عشق سر جاش باشه اون عشق واقعیه و یا اینکه عشق به گونه ای باشه که در صورت جدا شدن معشوق هم از بین نره و پایدار باشه

 

4 -  معرفی یه سایت روانشناسی به نام همدلان که سایت مفیدی هست و رابطه نزدیکی هم با مجله روانشناسی جامعه داره که قبلا معرفی کرده بودم

 

قربان شما

واثق

   + واثق - ٧:۳٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۸ دی ۱۳۸٢