برگ هجدهم دفتر عشق

سلام . سلام. سلام

مثل همیشه از همه دوستان تشکر میکنم و همینطور عذر خواهی. دو هفته از یک ماهی که گفته بودم گذشت و چیزی نمونده که تموم بشه. اگر تو این مدت نمیتونم بهتون سر بزنم و در خدمتتون باشم عذر خواهی میکنم. انشاالله بعد از این مدت در خدمتتون خواهم بود. خیلی هم دلم برای شما و وبلاگهاتون تنگ شده.

باز هم مجبورم خلاصه و کوتاه بنویسم و همونطور که قرار شد در مورد فضاهای عاشقی می نویسم.

حتما شده تو یه فضایی قرار گرفته باشید که خیلی زیبا باشه. مثل کنار دریا یا رودخونه، توی جنگل یا کوهستان و از زیبایی اون شما رو هیجان زده کرده باشه. و یه حسی تو وجودتون تحریک میکنه که شعر بگید یا آواز بخونید یا عاشق باشید. خلاصه همه این حسهای خوبتون گل میکنه. دوست داشتنهاتون پر رنگ تر میشه و زیبا تر. و البته بر عکسش هم صدق میکنه وقتی تو شرایط و محیط بدی هستید حوصه هیچ کس رو ندارید و بد خلق میشید.

اما حالا میخوام شرایط و محیط هایی که حس عشق رو برانگیخته میکنه رو از زبان شعر بگم اونم از حافظ عزیز :

کـنار آب پـای بـیـد و طـبـع شـعر و یــاری خوش

معاشر دلبری شیرین و ساقی گلعذاری خوش

 

دیدار شد میسر و بوس و کـنـار هــم

از بـخـت شـکـر دارم و از روزگــار هـم

زاهـد بــرو کـه طـــاع اگـر مــدد کــنــد

جامم به دست باشد و زلف نگار هم

 

بعد از این دست من و دامن آن سرو  و لب جوی

خـــاصــه اکـنـون کــه صـبـا مـــژده فـروردیـــن داد

 

به دور گل منشین بی شراب و شاهد و چنگ

که هـــمچــو دور بــقــا هـفـتـه ای بـود مـعـدود

 

بله از این شعرها زیاده. شراب و ساقی و  ساغر . دلبر و باغ چنگ و عود و .... همه چیزهایی هستند که حس عاشقی رو بر می انگیزند. یک بار دیگه عذر خواهی به خاطر این بی نظمی

 

در حاشیه

اینبار یکی دیگه از شعرام رو براتون مینویسم این شعر رو  28/12/80  گفتم که امیدوارم خوشتون بیاد

چنان از شوق دیدار تو مستم

که من طرفی از این دنیا نبستم

نه دنیایم به کام دل گذر کرد

نه آمد خشتی از عقبی به دستم

ز نامت من چنان دیوانه گشتم

که گه موی و گهی رخ را بخستم

چنان سوزد فراقت این دل و جان

که گویی از دو صد گلخن برستم

وصالت چون میسر گشته بر من

در جنت به روی خود ببستم

شبی دیگر گذشت از عمر زارم

ولیکن من همانستم که هستم

بـیا واثق بجویم در دو عالم

که من عهدی به وصل تو نبستم

منم آن دم به پیمانه رسژیدم

که پیمان بستم و پیمان شکستم

 

قربان شما واثق

   + واثق - ٥:۱٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٢