برگ بیستم دفتر عشق

دوستان عزیز سلام

میبینید که به برگ بیستم رسیدم و حالا تا مقصد هنوز خیلی مونده یعنی 981 برگ دیگه J البته اگر عمری باشه. نزدیک عید هم شدیم. منم گفتم یه خونه تکونی بکنم  و این قالب رو ساختم. اگر سلیقم خوب نیست به بزرگواری خودتون ببخشید.

کلام اول رو با یه جمله از دکتر علی شریعتی آغاز میکنم که در جواب دوست عزیز رضوان هست :

«دوست داشتن از عشق برتر است . عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینائی . اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال . عشق بیشتر از غریزه آب میخورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع میکند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد.عشق در غالب دل ها ، در شکل ها و رنگهای تقریبا مشابهی متجلی میشود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است ، اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش دارد و از روح رنگ میگیرد و چون روح ها ، بر خلاف غریزه ها هر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری ویژه خویش دارد و میتوان گفت که به شماره هر روحی ، دوست داشتنی هست»

یه ضرب المثلی هست که حتما همه شما زیاد شنیدید « در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست» موارد استفادش هم خیلی روشن و واضح هست. میدونید این شعر از کیه و در چه مورد؟

این شعر از حافظ هست و در مورد عشق :

بحریست بحر عشق که هیچش کناره نیست

آنـجـا جــز آن کـه جـان بسپـارنـد چـاره نیست

هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود

در کار خیر حاجت هیـچ استخـاره نیست

فــرصت شمــر طریقــه رنـدی کــه این نشــان

چــون راه گـنـج بـر هـمـه کـس آشکـار نیست

 

عاشق با همه سختی و مشقت عشق اون رو در وجودش پرورش میده و لذت میبره و با لحن خاص خودش راز میگه . به این چند بیت از سعدی توجه کنید

هـمـه عـمـر بـر نـدارم سـر از ایـن خـمـار مـستی

کــه هـنـوز مـن نـبـودم کــه تــو در دلـم نشستی

تــو نــه مـثـل آفـتــابـی کــه حـضـور و غـیبت افتـد

دگــران رونـــد و آیند تــو هــمچنــان کــه هســتی

نــظــری بــه دوسـتــان کن که هزار بــار از آن بــه

کــه تـحـیـتـی نـویـسـی و هـدیـتــی فــرســتـــی

دل درد مـنـد مــــا را کــه اسـیـــر تــــوسـت یـــارا

بـه وصـال مـرحـمـی نـه چـو بـه انـتــظار خـستی

گــلـــــه از فــــراق یــــــاران و جـفـــای روزگــــاران

نه طریق توست سعدی کم خویش گیر و رستی

 

در حاشیه

1 -  میخوام یه درد دل کوچیک بکنم. البته گفتنش کوچیکه خودش رو شما قضاوت کنید. تو این مدت عمرم سه تا چیز رو دیدم که بد جوری روح انسان رو میخوره و آزار میده که من در حال حاضر با هر سه تا یه جورایی درگیرم. انتظار ، تردید، استرس. که البته استرس زاییده دو مورد اول میتونه باشه.

 

2 – از بچگی علاقه زیادی به بازیافت زباله ها بخصوص کاغذ داشتم. تستهای زیادی هم انجام میدادم و نتیجش هم بد نبود. این چیزهایی که تصویرشون رو میبینید همه از روزنامه باطله ساخته شده و چسب چوب و رنگهاش هم اغلب دست ساز و ترکیبی هست.

    

(۱)                                                     (۲)

 

   

(۳)                                                     (۴)

 

    

(۵)                                        (۶)

 

(۷)

  

قربان شما واثق

   + واثق - ٩:۳٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٢