برگ بیست و هشتم دفتر عشق

دوستان گرامی سلام

از لطف همه شما تشکر میکنم و خوشحالم که دوستانی مثل شما دارم. در برگ قبلی که مقداری با غم همراه بود نگرانی شما رو دیدم اما باید یک توضیح بدم. هدف از نوشتن در وبلاگ برای من و بسیاری از شماها بیان درد و دل هست که ممکنه یه موقع شاد و یه موقع غمگین باشه به هر حال عشق هم غم داره و هم شادی و اگر قرار باشه من غمها رو ننویسم که نمیشه. هدف من از دفتر عشق این نیست که حتما مستقیم در باره ماهیت عشق بنویسم. همه این بحثها بی ارتباط با عشق نیست. شعر، داستان، حکایت و ... همه میتونن صورتهایی از عشق باشند. به هر صورت من قصد دارم از این قسمت ضمن مطالب کوتاه  عَروض شعر فارسی رو آموزش بدم که تعدادی از دوستان هم استقبال کردند. پیشنهاد میکنم شما هم حتی اگر قصد شعر گفتن ندارید اونها رو بخونید و از این همه تناسب و هارمونی لذت ببرید. در برگ قبل صحبت از شاعر بزرگ عصر سایه شد ایشان علاوه بر غزلهای ناب که خیلی از آنها رو حتما شنیدید اما نمیدونستید که از ایشون هست شعرهای نو زیادی هم سروده اند که بسیار زیبا هستند که هر از گاهی از آنها هم مینویسم. اما اینبار صحبت عشق رو در یکی از غزلهای زیبای اون خلاصه میکنم.

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست

تا اشارات نظر حرف میان من و توست

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم

پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید

حالیا چشم جهانی نگران من و توست

گر چه در خلوت راز دل ما کس نرسید

همه جا زمزمه عشق نهان من و توست

گو بهار دل و جان باش و خزان باش ار نه

ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست

این همه قصه فردوس و تمنای بهشت

گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست

نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل

هر کجا نامه عشق است نشان من و توست

سایه ز آتشکده ماست فروغ مه و مهر

وه از این آتش روشن که به جان من و توست

 

در حاشیه

درس اول عَروض

حروف یا صدا دارند یا ساکن. حروف صدا دار هم یا کشیده اند یا کوتاه.برای اینکه بتوانیم وزن یک شعر رو به دست بیاریم  اینطور شروع میکنیم که شعر را به صورت بخش بخش مثل دوران دبستان میخونیم البته با کمی تفاوت.

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت

گر نکته دان عشقی خوش بشنو این حکایت

 

زان

یا

رِ

دل

نـ

ـوا

زم

شکـ

ـریـ

ـست

با

شـ

کا

یت

گر

نک

ـته

دا

ن

عشـ

ـقی

خوش

بشـ

ـنو

این

حـ

کا

یت

اما نکته های مورد توجه در این بخش کردن

1-   حرف ساکن بعد از حروف کشیده با اینکه درتلفظ یک بخش است اما یک بخش مستقل حساب میشود. مثلا حرف تاک به دو بخش «تا» و «ک» تقسیم میشود تنها در یک استثنا اینطور نیست که آن حرف «ن» ساکن است مثل کلمه «این» یا کلمه «زان» . هر چند حرف ساکن هم که پشت سر هم باشند یک بخش حساب میشوند در شعر بالا کلمه «شکریست» را نگاه کنید. قسمت «ریست» در تلفظ یک بخش است اما برای این تقسیم بندی به دو قسمت « ـریـ » و « ـست» تقسیم میشود که در اینجا « ـریـ » یک حرف کشیده و « ـست » که دو حرف ساکن است یک قسمت است

2-    کلمه «خوش» در اینجا «خُش» تلفظ میشو به این خاطر همه آن یک بخش است چون حرف «ش» که ساکن است بعد از یک حرف کشیده نیامده. در تقسیم بندی نحوه خاندن مهم است نه طرز نوشتاری آن. مثلا در شعر اگر نوشته باشد «دیگر است» ما میخوانیم « دیگرست» تقسیم بندی هم بر این اساس انجام میشود. مثلا در این مصرع « خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی» در خواندن به این شکل است « خطابامد که ...» بنا بر این برای قسمت کردن به این شکل است « خـَ | طا | با | مد »

3-       برای اینکه از تقسیم بندی خود مطمئن شوید دقت کنید که تعداد بخشها در تمام ابیات یک شعر باید برابر باشند.

حالا برای مثال یک بیت دیگر را تقسیم بندی میکنیم

ای نام تو بهترین سرآغاز

بی نامه تو نامه کی کنم باز

ای

نا

م

تو

بهـ

ـتـ

ـرین

سـ

ـرا

غاز

بی

نا

م

تو

نا

مه

کی

کـ

ـنم

باز

موارد قابل توجه این بیت

1-      مثل بخش قبل که گفتم در قسمت « ـرین » حرف «ن» استثناء هست همیشه «ن» ساکن بی تاثیر است.

2-      در کلمه «سر آغاز» همانطور که گفتم مانند خواندن بخش میشود که خاندن آن به این صورت است « سرا غاز»

3-      در کلمه «نامه» و امثال آن نیز حرف «ه» خانده نمیشود و بی تاثیر است. مثل کلمه های : خانه، لانه، خامه و ...

4-   کلمه های «آغاز» و «باز» باید دو بخش باشند اما میبینید که آنها را در یک بخش قرارد دادیم. علت آن انتهایی بودن آن است. حرف ساکن در آخر مصراع بی تاثیر است

 

برای تمرین این بیتها را بخش بندی کنید. چون ممکن است در ابیات دیگر موارد استثناء باشد که با مشکل مواجه شوید.

دردم از یار است و درمان نیز هم

دل فدای او شد و جان نیز هم

 

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمیشود

داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود

 

اگر عالم همه پر خار باشد

دل عاشق همه گلزار باشد

 

هر سوال و مشکلی هم هست مطرح کنید . در اولین فرصت پاسخ میدم

 

اين عکس هم حدودا مربوط به دو هفته پيش هست از باغ گلهای اصفهان. ببخشيد که زياد شفاف نيفتاده

 

قربان شما واثق

   + واثق - ٢:۳٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸۳