برگ سی ام دفتر عشق

سلام

هوایی که معلوم نیست ابره یا آفتاب. دم کرده و غبار آلود. حالا تو این شرایط دارم براتون مینویسم. امیدوارم چیز خوبی از آب در بیاد.

كاش آسمان حرف كوير را مي فهميد و اشك خود را نثار گونه هاي خشك او مي كرد كاش واژه حقيقت آنقدر با لبها صميمي بود كه براي بيان كردنش به شهامت نيازي نبود كاش دلها آنقدر خالص بودند كه دعا ها قبل از پايين آمدن دستها مستجاب مي شد . كاش شمع حقيقت محبت را در تقلاي بال و پر سوز پروانه مي ديد و او را باور مي كرد . كاش مهتاب با كوچه هاي تاريك شب آشنا تر بود .كاش بهار آنقدر مهربان بود كه باغ را به دست خزان نمي سپرد . كاش فرياد آنقدر بي صدا بود كه حرمت سكوت را نمي شكست كاش در قاموس غصه ها شكوه لبخند در معني داغ اشك گم نمي شد .......... و بالاخره  كاش مرگ معني عاطفه را مي فهميد .

 

نه اشتباه نشه، این نوشته من نیست. این نوشته یه دوست قدیمی وبلاگی هست که شاید بعضیها با اون آشنا باشید. وبلاگ شکست سکوت که فعلا برای مدت نا معلومی نویسنده اون دیگه نمینویسه. امیدوارم که اگر مشکلی هست زودتر برطرف بشه و ایشون مثل سابق به نوشتن اون هم به این زیبایی ادامه بده. شما هم به وبلاگ ایشون سر بزنید.

یکی از دوستان گفته بود که میشه سایه رو نیمای زمان دونست هر چند نیما شاعری بسیار گرانقدر و با اشعار ارزنده هست اما ارزش اشعار سایه بیش از اینهاست به خصوص که همه اشعار سایه شعر نو و سپید نیست و غزلیات و دیگر اشعار ایشون هم بسیار زیباست. قصد اغراق ندارم اما شاید بشه اون رو حافظ زمان دونست. کلام عشق رو  سایه میسپارم.

 

ای عاشقان، ای عاشقان پیمانه ها پر خون کنید

وز خون دل چون لاله ها رخساره ها گلگون کنید

آمد یکی آتش سوار، بیرون جهید از این حصار

تا بردمد خورشید نو، شب را ز خود بیرون کنید

آن یوسف چون ماه را از چاه غم بیرون کشید

در کلبه احزان چرا این ناله محزون کنید

از چشم ما آیینه ای در پیش آن مه رو نهید

این فتنه فتانه را بر خویشتن مفتون کنید

دیوانه چون طغیان کند زنجیر و زندان بشکند

از زلف لیلی حلقه ای در گردن مجنون کنید

دیدم به خواب نیمه شب، خورشید و مه را لب به لب

تعبیر این خواب عجب، ای صبح خیزان، چون کنید؟

نوری برای دوستان، دودی به چشم دشمنان

من دل بر آتش می نهم، این هیمه را افزون کنید

زین تخت و تاج  سرنگون تا کی رود سیلاب خون؟

این تخت را ویران کنید، این تاج را وارون کنید

چندین که از خُم در سبو خون دل ما میرود

ای شاهدان بزم کین پیمانه ها پر خون کنید

 

در حاشیه

تمرین درس عروض

اول میخواستم درس سوم رو بنویسم اما بعد تصمیم گرفتم که بهتره درسهای اول و دوم رو تمرین کنیم و درس سوم رو دفعه بعد مینویسم. با تمرین بیشتر حتما  مشکلات برطرف میشه پس اگر واقعا علاقه مند به این درس هستید سرد نشید و ادامه بدید.

حالا باز هم ابیاتی رو بخش میکنیم و علامت گذاری میکنیم

فتنه بر انگیخت دل، خون شهان ریخت دل

با همه آمیخت دل، گر چه جدا می رود

فِت

نِ

بَ

رَن

گی

خت

دِل

خو

نِ

شَ

هان

ری

خت

دِل

-

U

U

-

-

U

-

-

U

U

-

-

U

 

با

هَ

مِ

آ

می

خت

دِل

گَر

چِ

جُ

دا

می

رَ

وَد

حالا جزء به جزء بررسی میکنیم

«فِت» در مصرع اول یک هجای بلند است چون یک صدای کوتاه با ساکن همراه شده و «با» در مصرع دوم یک صدای بلند است و بنابراین یک هجای بلند هم هست

«نِ» و «هِ» در مصرع اول و دوم هر دو یک صدای کوتاه هستند و بعد از آن هم  ساکن نیست پس هجای کوتاه هستند. «بَ» و «مِ» هم به همین ترتیب هر دو صدای کوتاه بدون ساکن دارند پس هجای کوتاه هستند.

«رَن» در مصرع اول یک صدای کوتاه است که بعد از آن ساکن آمده پس هجای بلند است و «آ» در مصرع دوم هم که مشخصا یک صدا و هجای بلند است

«گی» و «می» در مصرع اول و دوم هر دو صدای کشیده هستند و به این ترتیب یک هجای بلند.

«خت» در هر دو مصرع دو حرف ساکن است به این ترتیب یک هجای کوتاه هستند. هر چند تا حرف ساکن که پشت سر هم بیایند یک هجای کوتاه بیشتر حساب نمیشوند.

«دِل» هم که در هر دو مصرع یک حرف کوتاه با ساکن است که یک هجای بلند رو تشکیل داده.

«خو» در مصرع اول یک حرف کشیده است و «گر» هم که همانطور که گفتم یک صدا و یک ساکن که هر دو هجای بلند هستند. توجه داشته باشید که مثلا «خون» به تنهایی یک هجای بلند است چون «ن» ساکن بی اثر هست اما در شعر «خونِ» خوانده میشود به این دلیل دیگه نمیشه اونو یه هجای بلند دونست.

«نِ» «چِ» و «شَ» «جُ» هم همه صدای کوتاه هستند و بعد از آن هم ساکن نیست پس همه هجای کوتاه هستند.

«هان» یک صدای کشیده دارد و «ن» هم که ساکن و بی اثر پس یک هجای بلند است و «دا» هم در مصرع دوم یک صدای بلند و هجای بلند. مثلا اگر به جای «هان» داشتیم «هام» دیگه یه هجای بلند نبود. در این صورت «ها» هجای بلند و «م» چون ساکن هست هجای کوتاه میشد

 

پیر گفتا که چه عزّت زین به

پی

ر

گُف

تا

کِ

چِ

عِز

زَت

زین

بِه

-

U

-

-

U

U

-

-

-

-

«پی» که یک صدای کشیده است و یک هجای بلند محسوب میشود

«ر» ساکن است و هجای کوتاه میباشد

«گُف» صدای کشیده و ساکن است و هجای بلند

«تا» هم صدای کشیده است و هجای بلند

«کِ» و «چِ» هم هر دو صدای کوتاه دارند و هجای کوتاه هستند

در کلمه «عزّت» دارای تشدید است و تشدید به منظور دو حرف است یکی ساکن و دیگری صدا دار بنابر این  آن را به دو قسمت نوشتیم «عِز» و «زَت» که هر دو یک حرف با صدای کوتاه و بعد از آن یک حرف ساکن دارند و هجای بلند محسوب میشوند.

«زین» هم که یک صدای کشیده است و «ن» هم ساکن و بی اثر

اما در کلمه «به» خیلی دقت کنید که اشتباه نشه. «به» در اینجا به معنی بهتر اومده و «ه» کاملا تلفظ میشه بنابر این یک حرف کشیده هست و هجای بلند اما اگر «به» به عنوان حرف اضافه باشه «بِ» تلفظ میشه و فقط یک هجای کوتاه است

 

اين هم يک عکس از پل مارنان اصفهان به روی زاينده رود

قربان شما واثق

   + واثق - ٩:٠۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸۳