برگ سی و هفتم دفتر عشق

سلام

خوشحالم که مطلب قبلی مورد پسند شما قرار گرفت. دوست خوبم رها اتاق آبی که پیشنهاد تفسیر شعر مولوی رو داده بودند هنوز تشریف نیاوردند. بسیار مشتاقم که نظر ایشون رو هم بدونم. امیدوارم که سالم و سلامت باشه و بتونم از نظرات ایشون هم استفاده کنم. این بار هم یه شعر از مولانا مینویسم که شاید خیلی از شما اون رو با صدای خواننده های مختلف شنیده باشید

 

ای قوم به حج رفته، کجایید، کجایید؟

معشوق همین جاست، بیایید، بیایید؟

 

معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار

در بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟

 

گر صورت بی صورت معشوق ببینید

هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

 

ده بار از این خانه به آن خانه برفتید

یک بار از این خانه بر این بام برآیید

 

آن خانه لطیف است، نشانهاش بگفتید

از خواجه آن خوانه نشانی بنمایید

 

یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید؟

یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید؟

 

با این همه آن رنج شما گنج شما باد

افسوس که بر گنج شما پرده شمایید

 

شاید این شعر رو هزاران بار خونده باشم اما باز هم برام زیبا و جذاب هست. تفسیر و معنیش زیاد سخت نیست اما مختصر توضیح میدم

 

اگر دقت کنید میبینید که مفهوم و منظور آخر اکثر شعرهای عرفانی بیانگر یک نکته هست که در غالبهای مختلف گفته میشه. تو شعر قبلی گفتیم که منظور اینه که همه چیز و همه کس از دید عاشق معشوق هست. حالا این دو بیت اول رو نگاه کنید. به این معنی هست که : آیا خانه خدا یعنی کعبه در شهر مکه سکونتگاه و منزل خداست؟ یقینا که نه. همه چیز و همه کس خداست و مولانا انتقاد میکنه که در این دشت و بیابان آیا دنبال خدا میروید؟ خدا که همینجا هم هست میشه این بیت رو اشاره به آیه قرآن دونست که «خدا از رگ گردن به شما نزدیکتر است».

 

اما بیت سوم بسیار زیباست به این معنی : اگر چشمتون رو باز بکنید و عاشق باشید چیزی غیر از معشوق نخواهید دید و میبینید که همه چیز ( خواجه و خانه و کعبه) خود شما هستید.

 

بیت چهارم به این معنی : ده بار این راه طولانی رو به حج رفتید حالا بیایید یک بار یکم روحتون رو پرواز بدید و از بالای بام دور و برتون رو نگاه بکنید آیا چیزهایی که میبینید غیر از خدا هستند؟

 

بیت پنجم : بله حق با شماست خانه کعبه زیبا و با ابهت و مقدس است، حالا یه نشونه ای از خودتون نشون بدید که چه استفاده ای از این سفر کردید. آیا این همه صفات خوب که از صاحب خانه هست روی شما تاثیری گذاشته؟

 

بیت ششم : در این بیت مولانا این مطلب رو مثال میزنه. اگر میگید که رفتید و اون باغ رو دیدید حاصلش چی بوده؟ آیا یه شاخه گل از اون باغ با خودتون آوردید؟ آیا معنویت و صفت خوبی و از این سفر یاد گرفتید؟

 

و اما بیت هفتم و آخر : با همه این حرفها کار خوبی کردید. این رنجی که متحمل شدید خیلی عالی و خوب ولی افسوس که خودتون این گنج رو زیر پا میگذارید و از بین میبریدش.

 

برای مثال و تنوع و شاید نوعی طنز باید بگم که کسی رو میشناسم که هر سال با پول نزول سفر حج میره J و البته خیلی مثالهای دیگه که حتما خودتون نمونه هاش رو دیدید

 

در حاشیه

یکی از مطالب قدیمی وبلاگم در مورد روانشناسی رو به طور خلاصه براتون مینویسم چون اون موقع خیلی از دوستان فعلیم رو نداشتم. امیدوارم مورد استفادتون باشه.

خطاهای ارتباط

تو رفتارهای هر روز ما ایرادهایی وجود داره که این خطاها به مرور باعث از بین رفتن ارتباطات و ایجاد مشکل در آنها میشود که در اینجا این خطاها رو نام میبریم. شما مي تونيد با اين موارد خودتان را امتحان كنيد كه اگر با كسي يا كساني در ارتباط مشكل داريد چه قدر تقصير شما و چه قدر تقصير طرف مقابل است. البته در مورد كساني كه با هم نزديك هستيد مثل اعضاي خانواده ، دوستان نزديك و … .
1-  فرمان دادن ( دستور دادن(
2-  تهديد كردن (منظور تهديد كردن اصل ارتباط است. مثال : پدر به فرزند : اگر اين كار را بكني من ديگه بابات نيستم.بعد از چند بار تكرار فرزند میگه: خوب نباش(
3- نصيحت و پيشنهاد راه حل ( نتيجه گيري سريع(
4- نطق كردن و تذكر ( موعظه اخلاقي(

5- تعليم دادن (بحث منطقي بدون رعايت شرايط رواني مخاطب(
6- قضاوت، پيش بيني، انتقاد، سرزنش و مخالفت
7- تشويق و تاييد همواره (وقتي شخص ببيند بابت هر عمل بي ارزشش هم تشويق مي شود طبيعتا فكر مي كند كه آنها بدون توجه به عمل او او را تشويق كرده اند به نظرات آنها را بي اهميت مي پندارد.
8- فحش، تحقير، شرمنده كردن و منت گذاشتن
9- تجزيه و تحليل و تشخيص دادن به جاي فرد
10- محاكمه
11- اطمينان دادن ( دلداري بي منطق. براي اين مورد مي توان افراد مهربان بخصوص پدر بزرگها و مادر بزرگها را مثال زد . نوه ناراحت : امروز سر جلسه امتحان حالم بد شد امتحان ندادم حالا بايد تابستون درس بخونم. مادر بزرگ : عيب نداره ننه خدا رو چه ديدي شايد قبول شدي. نوه ناراحت تر : اخه من اصلا امتحان ندادم نمي شه كه قبول بشم. مادر بزرگ : چرا خدا بزرگه … )
12- کنار كشيدن ( طرد و مسخره(

 

قربان شما واثق

   + واثق - ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸۳