برگ چهل و یکم دفتر عشق

سلام

امیدوارم که همه شما سالم و سرحال باشید و تشکر میکنم به خاطر لطفی که به من دارید.

اینبار هم در ادامه متن قبلی به زندگی مولانا میپردازیم و بعد هم یک شعر زیبا از اون.

همونطور که گفتم مولانا یک عالم دینی بود و تاسن 38 سالگی به تدریس علوم دینی میپرداخت و شاگردان بسیاری هم داشت. آغاز شیدایی مولانا با آشنایی شمس بود. شمس تبریزی که عارف شوریده ای از تبریز بود در سفر خود به قونیه محل زندگی مولانا آمد و به محل تدریس مولانا رفت. گفتگو و سوال و جوابی ما بین آنها بود. چندتا کتاب ارزشمند مولانا در کنار حوض آب آن محل بود شمس اونها رو برداشت و داخل حوض انداخت. مولانا و همه شاگردان بسیار آشفته شدند و به شمس اعتراض کردند شمس کتابها را از داخل حوض آب بیرون آورد بدون اینکه ذره ای خیس شده باشند اینجا بود که این جرقه شیدایی در ذهن مولانا زده شد و مولانا مرید شمس شد. این باعث شد که مولانا که سرگشته شده بود کلاسهای درسش رو تعطیل کرد و این هم باعث گرفتاریهای بسیاری برای اون شد و شاگردان به شمس حسادت میکردند. ادامه داستان زندگی رو مولانا در قسمت بعدی مینویسم.

 

کجایید ای شهیدان خدایی؟

بلا جویان دشت کربلایی

 

کجایید ای سبکروحان عاشق؟

پرنده تر ز مرغان هوایی

 

کجایید ای ز جان و جان رهیده؟

کس مر عقل را گوید کجایی؟

 

کجایید ای در زندان شکسته

بداده وامداران را رهایی

 

کجایید ای در مخزن گشاده

کجایید ای نوای بی نوایی

 

در آن بحرید که عالم کف اوست

زمانی پیش دارید آشنایی

 

کف دریاست صورتهای عالم

ز کف بگذر اگر اهل صفایی

 

برآ ای شمس تبریزی ز مشرق

که اصل اصل اصل هر ضیایی

 

شاید این شعر رو قبلا به شکلهای دیگه شنیده باشید اما اصل این شکل به این شکل از مولانا در غزلیات شمس تبریزی هست . واژه شهید در طول تاریخ و در همه جای دنیا یک وجود داشته و تفاسیر مفصلی هم داره. مثلا این کلمه در اشعار گوته یا شکسپیر هم دیده میشه از این قبیل کلمات هم زیاد هست. بیت اول و دوم اینقدر واضح هست که احتیاج به تفسیر و معنی نداره. کجایید ای ز جان و جان رهیده «کسی مر عقل را گوید کجایی؟» این مصرع دومی از آداب عشق هست به این معنی : مگه کسی هم میپرسه که عقل کجاست؟ تو عالم عشق عقل معنی نداره. کسی که عاشق بشه دیگه هیچ محدودیتی نداره و اگر هم جسمش اسیر باشه روحش آزاده . بداده وامداران را رهایی منظور رها شدن از متعلقات مادی هست. کجایید ای در مخزن گشاده به معنی : کسی که گنجینه فضائل و صفات خوب هست و همه از اون استفاده میکنند. اما در بیت بعدی مخاطب عوض میشه تا اینجا در واقع  مخاطب همون شهید یا عاشق بود با گفتن صفاتش و دو بیت بعدی مخاطب ما هستیم از قول شهید. در آن بحرید که عالم کف اوست. کف دریا منظور زمین دریا نیست منظور حبابهای روی آب هست که وقتی موج به ساحل میرسه آب کف میکنه. زمانی پیش دارید آشنایی: یعنی اینکه بیاید و با مفاهیم عشق آشنا بشید  که در بیت بعد ادامه داده کف دریاست صورتهای عالم یعنی که همه ظواهر مادی دنیا مثل کف روی دریاست که دوام نداره و هر لحظه ممکن بترکه و از بین بره و اگر تو اهل عشق و صفا هستی از اینها بگذر. در بیت آخر مولانا مانند اکثر اشعار اسم مراد خود شمس تبریزی رو آورده و از اون تعریف کرده است. پیشنهاد میکنم تصنیف این شعر رو با صدای بیژن کامکار بشنوید . فعلا این تصنیف رو ندارم ولی اگر پیداش کردم تو سایت میگذارم که از اون استفاده کنید.

 

در حاشیه

1-      به سایت واثق سر بزنید و دو مطلب جدید اون رو ببینید. خوشحال میشم از نظراتتون استفاده کنم

2-      وبلاگ اسرار زمین هم به تازگی راه اندازی شده و اطلاعات جالبی رو میتونید در اون بخونید.

3-      من با اجازه همتون دارم میرم سفر و دوشنبه برمیگردم نمیدونم اونجا میتونم به اینترنت دسترسی داشته باشم یا نه. دلم برای همه شما و وبلاگهاتون تنگ میشه

 

قربان شما واثق

 

   + واثق - ۱:٠٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۸ امرداد ۱۳۸۳