برگ چهل و ششم دفتر عشق

سلام

از لطف همه شما که من رو راهنمایی کردید بسیار متشکرم و به خاطر تاخیرم معذرت میخوام. دیشب قصد داشتم آپدیت کنم که مشکلی پیش اومد و نشد

میلاد حضرت علی رو به همه شما تبریک میگم به خصوص به پدرهای گرامی اول از همه دوتا رباعی در مورد حضرت علی (ع) از پدر خودم مینویسم و بعد باز هم به سراغ غزلیات مولوی میرویم.

 

در خانه خویشتن چه تنهاست علی

با آنکه ز بطن کعبه برخاست علی

ای کعبه تو را گواه خود میگیرم

مظلوم ترین امیر دنیاست علی

 

با حب علی دو عالم از آن من است

چون عشق علی عیار ایمان من است

آن روز که جان به جان ستان بسپارم

دیدار علی بهشت رضوان من است

 

لازمه بگم که این ارادت به حضرت علی در میان شاعران بزرگ ما هم بوده است. و پنج شاعر تراز اول ما یعنی حافظ سعدی مولانا نظامی و فردوسی همه ابیاتی رو در مدح حضرت علی در اشعارشون دارند و در این میان از همه بیشتر مولانا در این باره شعر سروده.

حالا میریم سراغ یکی از غزلیات زیبای مولانا که شاید قسمتهاییش رو قبلا شنیده باشید:

 

ما ز بالاییم و بالا می رویم

ما ز دریاییم و دریا می رویم

 

ما از آن جا و از این جا نیستیم

ما ز بی‌جاییم و بی‌جا می رویم

 

لااله اندر پی الالله است

همچو لا ما هم به الا می رویم

 

قل تعالوا آیتیست از جذب حق

ما به جذبه حق تعالی می رویم

 

کشتی نوحیم در طوفان روح

لاجرم بی‌دست و بی‌پا می رویم

 

همچو موج از خود برآوردیم سر

باز هم در خود تماشا می رویم

 

راه حق تنگ است چون سم الخیاط

ما مثال رشته یکتا می رویم

 

هین ز همراهان و منزل یاد کن

پس بدانک هر دمی ما می رویم

 

خوانده‌ای انا الیه راجعون

تا بدانی که کجاها می رویم

 

اختر ما نیست در دور قمر

لاجرم فوق ثریا می رویم

 

همت عالی است در سرهای ما

از علی تا رب اعلا می رویم

 

رو ز خرمنگاه ما ای کورموش

گر نه کوری بین که بینا می رویم

ای سخن خاموش کن با ما میا

بین که ما از رشک بی‌ما می رویم

 

ای که هستی ما ره را مبند

ما به کوه قاف و عنقا می رویم

 

برای اینکه زیاد هم طولانی نشه من مختصر در باره بعضی بیتها توضیح میدم. بیت اول که معنیش مشخصه اما تو بیت دوم دقیقا اشاره داره به فنا شدن در عشق. چرا که در عشق ظرف زمان و مکان مشخص نیست.

بیت سوم اشاره به ضرب المثل داره که لا اله الا الله اگر جدا از هم گفته بشه معنی کفر آمیز داره و اگر با هم باشه ذکر هست. لا اله یعنی اینکه خدا نیست و الا الله یعنی غیر از خدا که هر کدوم از اونها جدا گانه شرک هستند ولی با هم توحید و به زیبایی تمثیل میکنه که ما هم که عاشقیم بدون معشوق مانند لا اله هستیم و اگر با معشوق باشیم معنای واقعی پیدا میکنیم.

در بیت ششم باز یک تمثیل زیبا به کار رفته  که عاشق رو مثل موج دریا دیده که مرتب سر بر میکشه برای رسیدن به معشوق و مجدد سر به زیر میبره

بیت هفتم هم باز یک تمثیل خیلی خیلی زیبا داره که اینهاست که ارزش یک شاعر رو مشخص میکنه. و میگه که راه حق راه باریکی هست یعنی از اینهمه فضایی که اطراف ما هست فقط یک راه باریک هست که به حق میرسه و این باریکی رو به سوراخ سوزن خیاط تشبیه میکنه و بعد میگه ما هم مثل نخ از این راه عبور میکنیم

بیت نهم هم به این منظوره که این راه بسیار خطرناک هست و باید در این راه کشته شد و به قول خودمونی میگه که اشهدت رو بخون

بیت دهم هم میگه که مقصد ما فراتر از این آسمان و سیاره ها و ستاره هاست و ما به آنجا میرویم

بیت یازدهم هم در ادامه میگه که ما هدفی بالا تر از اینها داریم و از بالا به بالاترین میرویم

بیت دوازدهم و سیزدهم هم کنایه هست از کسانی که چشم دلشون بستس و حقایق رو نمبینند

و در بیت آخر هم دعا میکنه که که بتونه به راهش ادامه بده تا بتونه به قله قاف یا همون مقصد نهاییش برسه.

 

در حاشیه

چند مطلب روانشناسی در مورد سلطه جویی و خویشتن سازی رو که قبلا در وبلاگم هم نوشته بودم جمع آوری کردم و به صورت یک فایل در سایت واثق گذاشتم که اگر مایل بودید میتونید از اون استفاده کنید.

 

قربان شما واثق

 

   + واثق - ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۳