برگ پنجاه و دوم دفتر عشق

دوستان عزیزم سلام

همراهی و دلگرمی شما عزیزان هست که باعث میشه بتونم زودتر از موعد آپدیت کنمو همگی از خواندن اشعار زیبا بخصوص غزلیات شمس تبریزی لذت ببریم. اینبار هم یکی از غزلیات بسیار زیبای مولانا رو میخونیم که حتما با ابیاتی از اون آشنا هستید.

 

هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راست

ما به فلک می‌رویم عزم تماشا که راست؟

 

ما به فلک بوده‌ایم یار ملک بوده‌ایم

باز همان جا رویم جمله که آن شهر ماست

 

خود ز فلک برتریم وز ملک افزونتریم

زین دو چرا نگذریم منزل ما کبریاست

 

گوهر پاک از کجا عالم خاک از کجا

بر چه فرود آمدیت بار کنید این چه جاست

 

بخت جوان یار ما دادن جان کار ما

قافله سالار ما فخر جهان مصطفاست

 

از مه او مه شکافت دیدن او برنتافت

ماه چنان بخت یافت او که کمینه گداست

 

بوی خوش این نسیم از شکن زلف اوست

شعشعه این خیال زان رخ چون والضحاست

 

در دل ما درنگر هر دم شق قمر

کز نظر آن نظر چشم تو آن سو چراست

 

خلق چو مرغابیان زاده ز دریای جان

کی کند این جا مقام مرغ کز آن بحر خاست

 

بل که به دریا دریم جمله در او حاضریم

ور نه ز دریای دل موج پیاپی چراست ؟

 

آمد موج الست کشتی قالب ببست

باز چو کشتی شکست نوبت وصل و لقاست

 

بیت اول : عشق هر لحظه و از هر جا داد میزنه و یه جور مباحله میکنه که ما یعنی عشق و مطعلقهای به اون آسمان پرواز میکنیم و بعد میپرسه چه کسی هست که توان داره ما رو اون بالا ببینه. یعنی این عشق اینقدر ما رو به بالا میبره که کسی قادر به دیدن ما نخواهد بود

بیت دوم :اینجا اشاره داره به روز ازل که همه ما جزئی از خدا هستیم و اشاره داره به حضرت آدم که همنشین با ملائک بود و حالا هم میگه با این پرواز به جای اصلی خودمون برمیگردیم

بیت سوم : این بیت بسیار زیباست و اشاره میکنه به اشرف مخلوقات بودن انسان و میگه که ما از ملائک هم برتر هستیم و جایگاهمون از فلک که ملائک هستند بالاتره و منزل اصلی ما کبریا یعنی نزد خود خداونده پس چرا فلک و ملک رو جا نگذاریم و به مقصدمون نرسیم

بیت چهارم : گوهر پاک مقصد کبریا کجا و این خاکی که روش هستیم کجا و بعد میگه آخه این چه جائیه که جا خوش کردید و نشستید بلند بشید و با عاشقی سوی اون منزل اصلی برید.

بیت پنجم : به این معنی که ما با داشتن قافله سالار و پیشوایی مثل حضرت محمد (ص) ما خیلی خوشبخت هستیم و جانمون رو در این راه میدیم

بیت ششم : از زیبایی اون ماه خجالت کشید و نتونست دیدن اون رو تحمل کنه و چنان از پرتو نور و زیبایی اون بهره مند شد مثل گدایی که از مستغنی بهره من میشه

بیت هفتم : زیبایی و حلاوت این اتفاق یعنی عاشقی به برکت وجود اوست و روشنی و شعله عشق از خورشید روی اون منشعب میشه

بیت هشتم : ای کسی که با نگاهت خلق کننده شق القمر بودی( همون معجزه پیامبر) نظری هم به دل ما بنداز و نظرت رو از ما برنگردان

بیت نهم : مردم مثل مرغابی که روی دریا هستند میمونند و اگر اونها پرواز میکردند و این آسمان عشق رو میتونستند ببینند دیگه روی آب و زمین بند نمیشدند. مرغابی به این دلیل مثال زده شده که نمیتونه به بالا پرواز کنه

بیت دهم : بلکه با دونستن زیبایی های این پرواز همگی از این دریا پرواز کنیم که اگر قرار بر این باشه که این پرواز رو نکنیم پس این بی قراری دل که به موج دریا تشبیه شده به چه علته؟ یعنی خود موج دریا ما یا بی قراری دل ما خودش ما رو تحریک میکنه برای پرواز عشق

بیت یازدهم : حالا اون موجی که خیلی تحریک کنندس برای پرواز یعنی موج الست آمده. الست اشاره به روز اول خلقت داره که خدا از انسان پیمان میگیره و از اونها میپرسه که یا من پرودگار شما نیستم؟ و بندگان میگویند بله هستی. و این موج یاد آوری این روز هست که باید روزی برگردیم و این موج کشتی بدن رو ناکار کرد و این کشتی که شکست یعنی از اسارت قفس تن که بیرون آمیدم حالا نوبت رسیدن و پیوستن به منزل کبریا هست

جالبه که غزل بعدی مولانا ادامه این داستان هست و اینطوری شروع میشه :

نوبت وصل و لقاست، نوبت حشر و لقاست

نوبت لطف و عطاست، بحر صفا در صفاست ...

 

در حاشیه

1-      همونطور که خیلی از شما از دوستان دیدید من آپدیت مطالبم رو با ایمیل به شما عزیزان خبر میدم. اگر چنانچه این ایمیل برای هر کدوم از شما ایجاد مزاحمت میکنه حتما به من اطلاع بدید که دیگه نفرستم.

2-      دوست خوب و همسایه وبلاگی در وبلاگ شکست سکوت مطلب خیلی زیبایی نوشته که شما هم سر بزنید و لذت ببرید.

 

قربان شما

واثق

 

   + واثق - ۳:٠٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٥ مهر ۱۳۸۳