برگ شصتم دفتر عشق

دوستان عزیز سلام

خیلی خیلی از لطف شما تشکر میکنم که در این راه همراه من هستید.

اینبار یک شعر زیبا از سعدی رو انتخاب کردم که شاید قبلا شنیده باشید. اشعار سعدی همیشه به روان بودن و سادگی شهرت دارد حتی تا جایی که گاهی عوام اون رو موعضه گر و غیر عرفانی میدونند در حالیکه اینطور نیست و سعدی یک شاعر کاملا آسمانی و عرفانی هست و این سادگی در اشعارش هم به زیباییهای اون اضافه میکنه حالا یکی از این غزلیات زیبا رو با هم میخونیم:

 

1-      هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم

نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم

 

2-      به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم

شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم

 

3-      حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد

دگر نصیحت مردم حکایتست به گوشم

 

4-      مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی

که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم

 

5-      من رمیده دل آن به که در سماع نیایم

که گر به پای درآیم به دربرند به دوشم

 

6-      بیا به صلح من امروز در کنار من امشب

که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم

 

7-      مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم

که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم

 

8-      به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت

که تندرست ملامت کند چو من بخروشم

 

9-      مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن

سخن چه فایده گفتن چو پند می‌ننیوشم

 

10- به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

 

خوب دیگه با این همه صحبت از سادگی و روانی شعر سعدی احتیاجی هم به توضیح و تفسیر نیست فقط اصطلاحات و کنایه ها رو من خدمتنون عرض میکنم

بیت اول در مصرع دوم کنایه ظرف آبی هست رو آتش که اون حرارت باعث جوشیدنش میشه و نمیتونه جوشیدنش رو پنهان کنه و سعدی هم میگه که منم با دیدن تو نمیتونم عشقم رو مخفی کنم

یه شعر محلی خراسانی هست که میگه :

هر کی عاشق شده پنهون میکنه مثل اونه

که سوار شتره پشتشو دولا میگیره

یعنی شتر سواری دولا دولا نمیشه

بیت سوم در واقع همان اصطلاح روزمره ای هست که خیلی وقتها به کار میبریم و به کسی که نصیحت میکنه میگیم قصه نگو برای من سعدی هم اینجا میگه که نصیحت مردم برام مثل حکایت شده.

بیت پنجم سماع منظور رقص هست و بیشتر به رقصهای عرفانی مانند اون چیزی که توی تاترها شاید دیده باشید گفته میشه که در حالت مستی انجام میشه تا حدی که گاهی شخص از حال میره. و سعدی میگه که من اگر بیام و در این رقص شرکت کنم از حال میرم و من رو از مجلس بیرون میبرند و در این صورت نمیتونم تو رو تماشا کنم

بیت هشتم منظور از این بیت این هست که من وقتی کسی رو میبینم که زخمی شده از دست زخمی کننده بد میگم متقابل اون وقتی کسی من رو میبینه که اینطور بی قرار و آشفته هستم از دست اونی که اینکار رو بامن کرده که همون معشوق باشه بد میگه

بیت دهم و زیبا ترین بیت که از این جنبه عشقی در همه زمینه های دیگر به خصوص روانشناسی اهمیت فراوانی داره یعنی برای رسیدن به هدف هر چند که بدونی تلاشت بیهوده هست اما باید تلاش کنی که از بیخودی نشتسن خیلی بهتره. و به قول این ضرب المثل : کوشش بیهوده کردن بهتر است از خفتگی.

 

 

همچنان با نظرات خودتون من رو راهنمایی کنید و اگر هم سوالی در این زمینه دارید من در حد سوادم پاسخگو خواهم بود.

 

قربان شما

واثق

   + واثق - ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ ; شنبه ٢ آبان ۱۳۸۳