با انواع افسردگي آشنا شويم


با سلام به دوستان عزيز و تشكر از دوستاني كه لطف مي كنند و با نظرات خود من را راهنمايي مي كنند
در ادامه بحث افسردگي اين بار انواع افسردگي را مطالعه ميكنيم
اهميت شناخت نوع افسردگي چيست؟
با توجه به اينكه افسردگي عوامل متفاوتي دارد راه حلهاي متفاوتي هم براي درمان آن وجود دارد لذا اگر نوع و ريشه افسردگي شناخته نشود ممكن است راه درستي براي درمان آن انتخاب نشود و شخص را دچار مشكل كند كه در متن مقاله به آن خواهيم رسيد
افسردگي بر دو نوع كلي است كه عبارتند از :
1- افسردگي واكنشي
افسردگي كنشي عكس العملي است كه شخص در برابر مصيبت ضايعه و بحران كه در قسمت قبل آن را يكي از عوامل افسردگي خوانديم بوجود مي آيد. اين نوع افسردگي طبيعي است و نمي توان شخص را مجبور به خارج شدن از آن كرد. شخص در مقابل چنين عاملي سه مرحله را طي مي كنند
الف – انكار : در مرحله اول شخص سعي مي كند حادثه را نپذيرد
ب – سوگواري : شخص در غم مصيب وارد آمده سوگواري ميكند
ج - پذيرش : شخص حادثه را مي پذيرد و آن را در زندگي خود قبول مي كند
اين سه مرحله بنا به نظر روانشناسان بايد حداكثر ظرف شش ماه طي شود. ممكن است شخص در همان مرحله اول باقي بماند مثل كسي كه بعد از از دست دادن فرزند همواره با او صحبت مي كند و حتي براي او لباس ميخرد يا اينكه شخص موضوع را متوجه مي شود ولي نمي تواند از مرحله سوگواري بيرون بيايد
اگر اين سه مرحله در مدت شش ماه طي نشد افسردگي به يك افسردگي مرضي تبديل ميشود
2 – افسردگي مرضي
افسردگي مرضي بر سه نوع است
نوع اول : افسردگي محيطي كه همان افسردگي واكنشي است بعد از مدت تعيين شده. با آنكه اين مدت از آن حادثه گذشته است و اوضاع به حالت عادي برگشته اما فرد ديگر نمي تواند از حالت خود خارج شود
نوع دوم : افسردگي شناختي كه به علت بي هدفي و اينكه شخص انگيزه جذابي براي ادامه زندگي ندارد بوجود مي آيد
نوع سوم : افسردگي فيزيولوژيك. اين افسردگي مي تواند به علتهاي مختلف از جمله معيوب بودن ژن كه مي تواند ارثي يا اكتسابي باشد و يا اخلال در ترشحات مغزي كه در اثر طولاني شدن انواع ديگر افسردگي بوجود مي آيد. كه در اين مرحله علم روانپزشكي كار ساز تر است
اينجاست كه اهميت شناخت انواع افسردگي روشن است اگر ما خودمان يا شخصي كه دچار افسردگي غير از نوع فيزيولوژيك است به روانپزشك مراجعه كنيم دارو هايي دريافت مي كنيم كه اين دارو ها اكثرا باعث آن است كه فعاليت فكري مغز كم شود و شخص احساس آرامش كند. براي مثال شخصي كه به دليل بي هدفي دچار افسردگي شناختي شده و به مصرف داروهاي ضد افسردگي روي مي آورد اين دارو ها ديگر اجازه پيدا كردن هدف را به شخص نمي دهد شايد شخص قبل از اينكه به افسرده فيزيولوژيك تبديل مي شد مي توانست هدف خود را روشن كند و از افسردگي رهايي يابد اما تا زمان مصرف دارو احتمال آنكه شخص به هدف برسد كم است از اين رو شخص به طور پنهان در زمان مصرف دارو به افسرده فيزيولوژيك تبديل شده و ممكن است مجبور باشد تا آخر عمر گرفتار اين بيماري و دارو باشد
پس بايد بدانيم تا قبل از ابتلا به افسردگي فيزيولوژيك از روانشناس كمك بگيريم نه از روانپزشك.

منتظر پاسخها و نظرات شما هستم
باتشكر
واثق

/ 6 نظر / 236 بازدید
فيونا

واثق عزيز و نازنين و مهربان .سلام .به يمن دعوتهايی که از من دريغ نمی کنی ،اولين سلام و اولين پيام را از آن خود کردم./واثق واقعا ممنونم که اينچنين جدی مطلب می نويسی.اين مطالب به من که حسابی کمک رسانده اند.باز هم سپاسگزارم./راستی ای ميلت رسيد. طرح بی نظيری بود.من از همين حالا با افتخار اين دعوت به عضويتم را می پذيرم./قربانت می ر وم .فيونا

مهدي اسدي

سلام...فيونا کجايی که من نمی بينمت؟؟؟... ميثم خوشحالم که قويتر از من ادامه ميدی...

sahel

سلام،راستی روانشناسی انسان سلطه جو(انسان خويشتن ساز) رو خوندم .خيلی برام جالب بود.چند تا سوال هم در اون رابطه داشتم که بعدا ازت می يرسم.........آهان، با ييشنهادت کاملا موافقم.فقط اگر ميشه يه زره بيشتر توضيح بده.......ضمنا برای عضويت و اينجور چيزا چه کارهايی بايد بکنم؟.................از اينکه تو موضوع روانشناسی انقدر اکتيو هستی واقعا خوشحالم و اميدوارم که همينطور ييش بری...........قربانت،ساحل

پـــــــــــــــونه

شرمنده من نظر خاصی برای افسردگی ندارم فقط می دونم که خيلی ديونم .... همين کافی نه ... برای بستري من نه ...

فيونا

واثق نازنينم سلام./ممنونم که مرا در عقايدت شريک کردی. /راستی واثق عزيز باعث خوشحالی است اگر لينک غار حقيرم را بگذاری اميدوارم لايق اين همه محبتت باشم. /قربانت می روم. فيونا

jj

با سلام طبق تحقیقاتی و بررسی هایی که درمورد بیماری افسردگی داشته ام به این نتیجه رسیدم که افسردگی شدید دارم و همسرم نیز به اختلال دوقطبی دچار است هرچند گاهی اوقات حس میکنم که من نیز یک سری از علائو اختلال دوقطبی را از خود بروز میدهم میل شدیدی به مرگ دارم و مرتبا به جسم خودم آسیب میرسانم و خودزنی میکنم از نظر روحی بسیار آشفته و پریشانم و همیشه افکار غیر واقعی دارم که بسیار مرا آزار میدهند اما توانایی فکر کردن به آنها را ندارم و بسیاری عوامل دیگر.... خواهشمندم مرا راهنمایی کنید چون حس میکنم دیگه نمیتونم ادامه بدم و بریدم با تشکر