برگ دوازدهم دفتر عشق

سلام بر دوستان خوب و صمیمی <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

خیلی خوشحالم که میتونم هنوز هم در خدمت شما باشم. از لطف همه شما تشکر میکنم. قبل از شروع بحث یه نکته میخوام بگم که خیلی فکرم رو مشغول کرده و کمی هم دلم میگیره از این موضوع. وقتی به وبلاگها سر میزنم هر بار چند نفر رو میبینم که وبلاگشون رو تعطیل کردن . به دلایل مختلف. میخوام بگم که کمی بیشتر صبر کنید و مقاوم تر باشید. نمیخوام نصحیت کنم. میدونم مشکلات هست ولی نباید در مقابلشون زانو زد. وبلاگ برای گفتن حرف دله. دیگه نمیدونم چی بگم ولی از دوستانم خواهش میکنم با هدفی که شروع کردند ادامه بدند. من الان بیشتر از هفت ماه هست که توی این وبلاگ مینویسم. اگر سری به مطالب قدیمی من بزنید میبینید که گاهی بود که تنها یک یا دو نفر وارد وبلاگ میشدند. شاید اون موقع باید تعطیل میکردم. حالا که با پر رویی وایستادم J .

اما بحث اینبار دفتر عشق در مورد احکام عشقه. جالبه نه؟ عشق حرومه یا حلاله؟ یا رفتارهای عاشقانه چه حکمی دارند؟

خوب ببینیم عالمان فقیه در عشق چه احکامی صادر کردند.یکی از فقهای عشقی که همه میشناسیمش استاد سخن شیخ اجل سعدی شیرازی هست. چند تا فتوا های اون رو میخونیم:

گه گفت در رخ زیبا نظر خطا باشد

خطا بـود کـه نبـینـنـد روی زیـبـا را

 

اگـر قـبـول کـنـی ور بـرانـی از بـر خـویش

خلاف رای تو کردن خلاف مذهب ماست

 

چند فتوا هم از لسان الغیب حافظ شیرازی:

هر که ترسد ز اندوه عشقش نه حلال

سـر مـا و قـدمـش یـا لـب ما و دهنش

 

در مـذهـب مـا بـاده حـلال اسـت ولـیـکن

بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است

 

مولانا هم در غزلیات شمس تبریزی گفته :

اگر چه عاشقی و عشق بهترین کار است

بـدان کـه بـی رخ مـعـشـوق مـا حـرام بـود

 

این شعر هم الان یادم نیست از کیه ولی اگر اشتباه نکنم از خواجوی کرمانی باید باشه :

به رخ سیاه چشمان نظر ار بود گناهی

بــگـذار تا گـنـاهـی بکـنیـم گـاه گـاهـی

اما چیزی که خیلی  مهم هست اینه که هر عشق بازی و هر نظربازی هم حلال نیست برای روشن شدن به این احکام هم توجه کنید:

سعدی چند جا اشاره میکنه که دیدن رخ زیبا چه گونه باید باشه که حلال باشه :

چشم کوته نظران بر ورق صورت خوبان

خط همی بیند و عارف قلم صنع خدا را

 

اما برای اینکه زیاد هم طولانی نشه یه حکم فقهی در مذهب عشق از حافظ میگم که تکلیف رو مشخص کرده . این حکم در باره آدمهایی هست که عاشق نیستند:

هر آنکسی که درین حلقه نیست زنده به عشق

بــر او، نـــمــرده بــه فــتــوای مــن نـمـاز کـنـیــد

 

منظور اینه که کسی که عاشق نیست مرده به حساب میاد و براش نماز میت بخونید



در حاشیه

1 – یک مطلب روانشناسی که چند وقته میخوام بگم ولی فرصت نشده. این مطلب در مورد هوش اجتماعی هست. آیا شما هوش اجتماعی دارید؟

            1 – قدرت تاثیر گذاری (مدیریت و رهبری)

            2 – احساس همدردی و مسئولیت اجتماعی (در حد تعادل)

            3 – قدرت حل اختلاف و مسئله

            4 – درک متقابل

الف : بیان مترادف (یعنی برای نشون دادن اینکه حرفش رو فهمیدیم مترادف اون حرف رو به هر صورتی به خودش بگیم)

ب : واکنش غیر کلامی مناسب( یعنی با حرکت بدن یا تغییر چهره احساس را بیان کنیم)

 

2 – این هم یه چیز جالب. نامه چارلی چاپلین به دخترش جرالدین. این نامه در جواب نامه جرالدین به چارلی هست که به پدرش گفته بود که از من خواستن توی یه تاتر برهنه بازی کنم. و در این باره از پدرش سوال کرده بود و جواب خواسته بود. که این نامه جواب اون نامه هست.

 

3 -  اما عکس اینبار. این عکس تقریبا برای 4 ماه پیش از شهر ماسوله هست.

 

 

برای دریافت عکس بزرگ اینجا کلیک کنید

 

 

 

قربان شما واثق

 

/ 40 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سبا

سلام . معذرت که اين قدر دير اومدم ... شرمنده ... ولی مثل تمام برگ های قبلی بی نقص بود ... سر بلند باشی

gipsy

سلام و درود بر شما و تشکر از اينکه به کولی سرميزنيد و ياد کولی هستيد مثل هميشه استفاده نمودم و لذت بردم و آرزو ميکنم که هميشه عاشق باشيد. نامه سرگشاده کولی به اهورا را بخوانيد. در پناه اهورای بزرگ مستدام.

مهدي( دفتر عشق ).....

سلام ..خوبي؟……..خوش ميگذره…متنت زيبا بود….مرسي كه به دفتر عشق اومدي….موفق و پيروز باشي…… پاييز بود و غروب . پاييز غم انگيز و غروب دلگير. نم نم باران وآسماني به رنگ اتش تكه ابري سياه بر روي ابرهاي آتش . باران گرم وسوزان بود .هوا مهتابي نبود چون كه ابري بود . برگهاي پاييزي بر روي زمين گوشه گير بودند . پاييز وغروب غمگين اند چون كه هر دوي آنها سردند به سردي وجودم . زندگي ام با غروب سوخته وبا پاييز از بين رفته. كاش به جاي غروب طلوعي بود وبه جاي پاييز بهاري بود. غروب بود . طوفان و باراني در راه است رقص درختان , چراغ روشن زندگي از پشت كوه هاي جدايي و غروبي غمگين .جمع شدن آب باران در كنار درخت عاشق , رعد وبرق و آتش گرفتن درخت معشوق طوفاني سخت وجدا شدن برگ سوخته درخت معشوق , و يادگاري غم انگيز از غروب كه ديگر نبود هوا تاريك تاريك شده بود . يادگاري از طوفان كه در آن جدايي بود ويادگاري از باران كه هم عاشق بود وهم غمگين… راستي فكر نكنم من جايي در لينكايي شما داشته باشم.............

sara

سلام.موفق باشيد.

رها...رهي...راهي

دورد . به نظر من عشق نه دفتري داره نه برگي نه حكمي نه قانوي تمام اين كلمات چيزي از عشق رو كه بيان نميكنه بلكه اون رو كوچيك ميكنه تا اندازه ما بشه بجاي اينكه ما اندازه اون بشيم . موفق و پيروز باشي . نيكي پناهت...

NILOO:::SAYE

باغ سبز عشق کو بی منتهاست ... جز غم و شادی در آن بس ميوه هاست ... عاشقی زين هر دو حالت برتر است ... بی بهار و بی خزان سبز و تر است

ماريا

سلام يه سوال؟...........اگه يه جاسوس بخواهد عاشق نشه چي كار كنه؟ ماريا جاسوس

تنهاترین

سلام دوست گرامی ممنوم از لطفت تو این مدت اشنایی چیزای زیادی از شما یاد گرفتم که امیدورام همشونو تو زندگیم بکار بگیرم . براتون ارزوی موفقیت و پیروزی میکنم . یا حق

محمد

سلام ميثم جان . از اينکه دير ميام سر ميزنم ببخشيد فعلا سرگرم امتحاناتم . مطالب اينبار هم خوب و خوندنی بود ولی من يک پيشنهاد داشتم ميخواستم اگر ممکنه در شماره های بعدی کمی هم در مورد روانپزشکی و البته تفاوت آن با روانشناسی صحبت کنی و جواب اين سوال که چرا اکثر مردم تا اسم روانپزشک مياد فورا به فکر دارو و قرصهای اعصاب ميفتند و آيا يک روانپزشک کار کشته که به کار روانشناسی تبحر داره نميتونه مفيد باشه ؟ آيا قرصهای از اين دست در کنار گقتار درمانی ميتونه به سرعت بخشیدن در در درمان موثر باشه ؟ يا اينکه شما هم کاملا با دارو مخالف هستين ؟! .......... خلاصه ببخشيد سوال خارج از موضوع پرسيدم خوشحال ميشم جواب بدی. ....... هميشه سالم و انرژيک باشی.