برگ بیست و یکم دفتر عشق

سلام به دوستان نازنین<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

امیدوارم که حال همه شما خوب باشه

در قسمت قبل جمله ای رو از دکتر علی شریعتی نوشتم که کمی بحث برانگیز بود. که دوست داشتن بهتر از عشق است. این سوال پیش میاد که من که اینهمه از عشق میگم و تعریف میکنم آیا این جمله همه رو نقض میکنه؟ یا اینکه من با این عقیده دکتر شریعتی مخالفم؟

به نظر من هیچ کدومش. خودم هم اول موندم که من به این جمله اعتقاد دارم و از طرفی هم به گفته های خودم و دیگران در مورد عشق هم معتقدم پس چه توجیهی وجود داره که این دو مطلب همدیگه رو نقض نکنن. که نتیجه خوبی هم گرفتم که براتون میگم:

اگر یادتون باشه من همیشه میگفتم که عشق به این معنی نیست که عقل از بین بره و تنها عشق راهبر باشه و همیشه گفتم که بین عشق و عقل حایلی نیست و هر دو با هم هستند که موفق هستند. من این نتیجه رو گرفتم که این دوست داشتن که در جمله دکتر شریعتی هست همون عشقی هست که من ازش صحبت میکنم و عشقی رو که او گفته عشق کاذبی هست که من گفته بودم و به نظرم این درست تره چون با وجود گفته های این همه شاعر و عارف و عالم عشق رو نمیشه نقض کرد و یقینا چیز بدی هم نیست.

در جملات زیر که از همون متن استخراج شده دقت کنید. آیا اگر کلمه عشق رو جای دوست داشتن جایگزین کنیم بهتر نیست؟ در واقع به نظر من این صفات، صفات یک عشق واقعی هست.

دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال

دوست داشتن از روح طلوع میکند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد

دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش دارد و از روح رنگ میگیرد و چون روح ها ، بر خلاف غریزه ها هر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری ویژه خویش دارد و میتوان گفت که به شماره هر روحی ، دوست داشتنی هست

حالا به این جملات که باز هم از همون متن استخراج شده دقت کنید. آیا چنین صفاتی، صفات عشق هستند؟ من فکر میکنم بهتره که کلمه شهوت رو جایگزین عشق کنیم.

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینائی

عشق بیشتر از غریزه آب میخورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است

عشق در غالب دل ها ، در شکل ها و رنگهای تقریبا مشابهی متجلی میشود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است

خوب نظر شما در این مورد چیه؟ حتما این شعر حافظ رو زیاد  شنیدید یا هزان بیت دیگر در مورد عشق که من توی متنهام نوشتم یا ننوشتم:

الا یـا ایــهـا الـسـاقـی ادر کــاســا ونــا ولــهــا

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

آیا این عشقها را میتوان یک جوشش کور از سر نابینایی و ناشی از غریزه دونست؟

 

خوب این بحث طولانی شد و ارزشش رو هم داشت ولی دیگه به مطلب دیگه ای نمیرسیم فقط در پایان یک بیت از مولانا

عشقهایی کز پی رنگـی بود

عشق نبود عاقبت ننگی بود

 

در حاشیه

1 -  حتما شما هم حال و هوای عید رو حس میکنید. چیز زیادی نمونده من دو نوبت دیگه تو این سال آپدیت میکنم یعنی برگ 22 و 23 که حتما آخرین مطلب امسال ویژه نوروز خواهد بود

 

2 – بعضی دوستان که لطف داشتند گفتند که چرا آپدیت کردنم رو خبر نمیدم. خوب البته مرسوم نبوده که کسی خبر بده ولی من به علت اینکه میدونم زمان برای همه و خودم محدوده دوست داشتم که بقیه هم خبر میدادن که وقتی سر میزنم مطلب جدید رو بخونم و به این خاطر خودم هم خبر میدادم اما مدتی بود که قصد داشتم تا چند باری خبر ندم ببینم آیا بدون خبر هم کسی بهم سر میزنه که دوستان منو شرمنده کردند و من و فراموش نکردن. ولی خوب از این به بعد به روی چشم حتما خبرتون میکنم.

 

3 -  این هم یه عکی از حوالی کوههای کن و سولقان که تقریبا 2-3 ماه پیش گرفتم

عکس بزرگ 

 

قربان شما واثق

 

/ 31 نظر / 46 بازدید
نمایش نظرات قبلی
giti

سلام دوست من . خوبی ؟. مثل هميشه جالب و خواندنی . موفق باشی قربانت

saba

عالی بود ..مثل هميشه ...و ممنون از محبتت

ghasedak

سلام...واثق عزيز نوشتتونو آفلاين ميخونم........آخه مطلب پايين کامل يادم نيست!!!.....ممنون که هميشه به قاصدک سر ميزنی...شاد باشی...قاصدک...

مرتضی

سلام . رولن رولان می گويد : دوستی که شما را درک کند شما را می سازد . به نظر من دوست داشتن خيلی خيلی از عشق برتر است ! يه سر به من بزن . فعلا بای .

ali

سلام واثق جان.دوست داشتن پايدارتر و بسيار ارزشمندتر از عشق ورزيدن است.البته بد نيست هر صد سال دو عاشق مثل ليلی و مجنون پيدا بشن تا منظومه ای خلق بشه ولی وای به دنيايی که همه بخوان همه چيز رو کنار بذارن و عاشق بشن.بازم به ما سر بزن عزيز.ياحق

rezvan

سلام . سخنانتان راجع به جمله ی دکتر را قبول دارم اما عشق انسان به انسان همان دوست داشتنی است که دکتر گفته . عشق غرق شدن است پس تنها زمانی از دوست داشتن برتر می شود ، که به آن وجود یکتا باشد . عالی ترین حد علاقه ی انسان به انسان همان دوست داشتن است (البته این موضوع خیلی گسترده است و نمی توان در همین چند خط خلاصه اش نمود ). شاد باشید و پاینده ... .

SaRa

سلام.چه عکس خوشگلی............موفق باشی.

بیگودی

اين متن شريعتی رو خوندم صد در صد باهاش موافقم

احسان

سلام.سال نو مبارک.با احترامی که برای شما قايل هستم اصلا از اين بحثهای فلسفی که عشق و دوست داشتن را می خوات تعريف کنه وتمايز بذاره خوشم نمی يات.موفق باشی

mahmood

سلام.به طور کلی با پيچوندن عشق توی واژه ها و سنگين کردن معنای روشن اون مخالفم.ولی خوب نميشه ادعا کرد که عشق از غرايز سرچشمه می گيرد.حالا اگر نخواهيم عشق دو انسان به هم رو در نظر بگيريم عشق به خدا يا هر نقطه عاطفی رو چه جور ميشه توجيه کرد؟اگر شريعتی بود احتمالا ميگفت..........