برگ چهل و نهم دفتر عشق

سلام<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

طبق معمول تشکر از همه دوستان خوبم که به من خیلی لطف دارند و نظراتشون برای من بسیار ارزشمند هست. اول از همه یه توضیحی بدم که خیلیها سوال کردند که آیا من رشته ادبیات خوندم که باید بگم نه من دیپلم ریاضی و فیزیک هستم  و کارم هم در زمینه کامپیوتر هست و ادبیات و هنر رو تنها برای ارضا روحی خودم پی میگیرم و از اون لذت میبرم. دوستی هم سوال کرده بود که آیا من کلاسهای تفسیر مولوی دکتر سروش میرفتم که باید بگم نه . از بنیانگذاران تفسیر اشعار مولانا البته مثنوی مرحوم پرفسور حسابی و مرحوم علامه محمد تقی جعفری بودند.

این بار یکی از اشعار بسیار زیبای مولوی رو در وصف فنا شدن در عشق و لحظات مستی رو میخونیم

 

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو

پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو

 

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو

ور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ مگو

 

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت

آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

 

گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم

گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

 

من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفت

سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

 

قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد

در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو

 

گفتم ای دل چه مه‌ست این دل اشارت می‌کرد

که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو

 

گفتم این روی فرشته‌ست عجب یا بشر است

گفت این غیر فرشته‌ست و بشر هیچ مگو

 

گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد

گفت می‌باش چنین زیر و زبر هیچ مگو

 

ای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیال

خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو

 

گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست

گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو

 

 

بیت اول : من همه فکر و ذکرم معشوقه و تو هم غیر از اون هیچ چیزی نگو که اینجا به نام قمر نام برده کنایه از روی سفید و زیباش . این یه موردی هست که شاید همه ما به اون برخورده باشیم که وقتی بسیار شاد و خوش هستیم دلمون نمیخواد غم و غصه هامون و یاد بیاریم.

بیت دوم : این بیت هم در ادامه بیت اول هست .از سختیها و رنجها حرفی نزن از خوبی ها و گنجها بگو از اینکه میبینی من مستم و  رنجها و زشتیها رو دور و برم نمیبینم ناراحت نشو و هیچی نگو یعنی این چیزهای بد رو یاد من نیار

بیت سوم : عشق که منو تو این حال خلصه و مستی دید به من گفت که من تسلیمم داد و بیداد نکن من اومدم. جامه دریدن یعنی پیرهن پاره کردن تو حالت مستی که کار عاشق هست

بیت چهارم: واقعا زیباست. عاشق به عشق میگه که من از چیز دیگری میترسم. این چیز همون زنجهاست که تو بیتهای قبلی بهش اشاره کرده و عشق جواب میده میگه وقتی عشق هست هیچ چیز دیگر اصلا وجود نداره و تو هم حرفی نزن و به عشق بپرداز

بیت پنجم هم در ادامه سخن عشق رو میگه که به عاشق میگه من یه چیزهایی رو به تو میگم و برات روشن میکنم که همه چیز رو جور دیگه ای میبینی تو هم حرفی نزن فقط سرت و به نشانه تایید تکون بده.

بین ششم : هم ادامه گفته های عشق هست که میگه یه معشوقی که مثل جان تو برات عزیز هست پیدا میشه و این راهی که تو داری میری برای رسیدن به اون هست و هیچ چیزی شیرین تر از سفر برای رسیدن به معشوق نیست

بیت هفتم : گفتم این معشوق چقدر زیباس و معشوق به اشاره میگفت هر چی هم باشم به اندازه تو زیبا نیستم  تو هم از این صحبتها نکن یه به قولی تعارف نکن

بیت هشتم : گفتم این معشوق به این زیبایی آدمه یا فرشتست؟ اون (عشق) هم گفت این فراتر از این حرفهاست که بشه اسم فرشته یا آدم رو روش گذاشت و تو هم نمیخواد اسمی روش بگذاری و این یعنی همون فنا شدن در عشق.

بیت نهم : پرسیدم به من بگو این چیست و یا کیست که دارم دیوونه و زیر رو میشم و نمیتونم تحمل کنم و عشق گفت همینطور دیوونه و زیر و رو بمون و حرفی نزن چون دیوونگی و بین زمین و آسمان بودن برای عاشق طبیعیه

بیت دهم : عشق میگه که همینطور تو فکر و خیال نشین و بلد شو از این فکر و خیال بیرون برو به دنبال معشوق و اینقدر حرف نزن

بیت یازدهم هم که بسیار زیباست میگه : به دل گفتم بزرگتری کن ( یا به قول عامیانه گفتم پدر من) و این حرفها رو نزن چون این وصفهایی که داری از معشوق میکنی شایسته اون نیست و دل جواب میده این درسته پسرم ( در واقع یه طنز بسیار ظریف در این بیت وجود داره و دل در جواب شخص اون رو پسرم خطاب میکنه ) ولی حرف نزن بزار من همونجوری که دلم میخواد و بلدم وصف معشوقم و بگم.

 

در حاشیه

یک سری عکس از طبیعت برغان و ولیان از توابع شهرستان کرج گرفتم که امیدوارم خوشتون بیاد. و تشريف ببريد و از طبيعت زيبای اونجا استفاده کنيد .راستی بفرماييد جوجه کباب :)

 

 

/ 27 نظر / 957 بازدید
نمایش نظرات قبلی
*** مهاجر ديار عشق ***

سلام واثق جونم...ممنونم از لطفت...مطلب و شعر واقعا زيبايی بود.. چشم همين روزا آپديت می کنم...منتظر حضورت هستم...موفق باشی.

ميثم

زيبا بود عزيز..نخونده بودمش تا حالا..ممنون!

آموزش عكاسي ( شهرام )

واثق عزيز ممنو ن و سپاس از لطف بي منتت . اميدوارم شما هم در كنار خانواده ات سالهاي سال شاد و پيروز باشيد . ممنون از پيام تبريك به مناسبت تولدم .. باز هم تشكر . بدرود

حامد

کاری جز تشکر از نوشتت به فکرم نميرسه.خيلی دارم از نوشته هات ياد می گيرم.

Kamran / Shabgard

واثق عزيز سلام...باعث افتخار منه که يه تحصيل کرده رياضی فيزيک ذوق ادبی و عرفانه ی زيبايی داره... انتخاب بسيار زيبايی بود..

bidel

سلام دوست عزيزم... خوشحالم که دردريای مواج عشق مولانا غوطه وريد... ايام خجسته و شادی بخشی رو که پيش رو داريم تبريک ميگم...

**dogholoha.sara va zahra**

salam aziz......... khoobi?........ khosh migzare?......... mer30 behemon sar mizani....... update kardim........ montazere hozore sabzetoon hastim......... yadet nare......... movafagh bashi.. dar panahe hagh..............

مهرداد

سلام دوست من...ممنونم از لطفت بابت اينکه اومدی به وبلاگم....موفق باشی...بدرود.

giti

موفق باشی .

علي

مرسي واثق جان عالي بود. اما من هنوز از ان چيز دگر ميترسم.