برگ نهم دفتر عشق

سلام به دوستان خوب و عزیزم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

امیدوارم خوب خوش و سلامت باشید. من فردا میرم مسافرت و چند روزی نیستم. به خاطر زیاد مفصل نمینویسم.

اما موضوعی که برای اینبار در نظر گرفتم در مورد فضول هست . تعجب نکنید الان منظورم رو میفهمید.

یه آدمهایی هستند که همیشه  و تو همه چیز دخالت میکنند و بازدارنده هستند. توی عشق هم اینجور آدمها همیشه موعظه گر هستند و خودشون رو عقل کل میدونن و امر و نهی میکنند.

حالا من میخوام باز هم با استفاده از شعر به این مسئله بپردازم و طبق معمول میرم سراغ حافظ عزیزم:

مـرا به رنـدی و عشق آن فضول عیب کند

کــه اعـتــراض بـه اسـرار عـلـم غیب کنـد

کـمــال سر مــحـبـت ببین نـه نـقـص گناه

که هـر کـه بـی هنر افتد نظر به عیب کند

کلید گنـج سعـادت قـبـول اهـل دل اسـت

مباد کس که در این نکته شک و ریب کند

بلعه حافظ همه چیز رو گفته اما دو نکته مهم توی این چند بیت اینه: یکی اینکه هر کس که نظر به عیب دیگران کن بی هنره و دوم اینکه رسیدن به سعادت دل پاک میخواد و عاشق نه چیز دیگه

اینجا میخوام یه بیت هم از خودم بنویسم که البته خجالت میکشم در برابر شعر حافظ ولی بازم روم زیاده دیگه مینویسم :)  :

زاهد صیاد خـو تیـغ چـه بـندی ز رو

دل به نظر میرود تو به دعا میبری؟

اما حالا اصل مطلب اینجاست. یه شعر از حافظ که همه دلیل من برای نوشتن این موضوع این بوده

عـیـب رنــدان مــکــن ای زاهــد پاکــیــزه ســرشــت

کــه گــنــاه دگــران بــر تــو نــخــواهــنــد نـــوشـــت

مــن اگــر نــیــکــم اگــر بــد تـو بـــرو خــود را بـــاش

هــر کــســی آن درود عــاقــبــت کــار کــه کــشـت

همه کس طالــب یـارند چه هشـیــار و چــه مـسـت

همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کــنـشت

نــــــا امــیــدم مـــکــن از ســــابـــقـــه لـــطــف ازل

تو چه دانی که پس پرده که خوب است و که زشت

نــه مــن از پـــرده تــقــوی بـــه در افــتــادم و بـــس

پـــدرم نـیـــز بــهــشــت ابــد از دســت بــهــشـــت

حــافــظـــا روز ازل گـــر بـــــه کــــف آری جـــــامــی

یــکــســر از کــوی خــرابــات بــرنـــدت بــه بـهشت

خوب دیگه جایی برای حرف نمیمونه. نکته های این شعر رو هم میگم. کار به کار کسی نداشته باش. تو از کجا میدونی که کاری که من میکنم اشتباهه و کار تو درسته ( این یعنی همون فضولی) اگر گناهی داشته باشه که تو نامه اعمال من مینویسن . تو نامه اعمال تو که نمینویسن. بعدش که چرا فکر میکنی فقط تو طالب یاری. یعنی هر کی کارهایی که تو میگی رو بکنه خدا رو دوست داره هر کی هم نکنه دشمن خداست؟ نه اینطور نیست هر کسی با همون زبون و رفتار خودش خدای خودش رو میپرسته و دوست داره.اگر صحبت عشقه جاش هم فرق نمیکنه. مسجد ، میخونه ، صومعه ، کلیسا  ،کنیسه ، معبد یا هر جای دیگه. ببینید خود حافظ در جای دیگه در این مورد چی گفته :

در خــرابــات مـغـان نــور خــدا مـیـبـیـنـم

این عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم

در ادامه هم میگه که ما همین 20 سال و 30 سال و 100 سال که تو این دنیا هستیم که نبودیم. ما از روز ازل وجود داشتیم و تا روز ابد هم هستیم چون وجودمون از خداست. پس اگر گناهکار هم هستیم تو این مدت عمرمون تو دنیا بود قبلش این همه سال پاک بودیم پس یه حسابی هم برای اون موقع داریم. چهره واقعی ما از اون روز رقم خورده و تو فقط همین چند روز من و دیدی از کجا میدونی پس این پرده صورت من خوبم یا بدم. اینجا در واقع حافظ یه شوخی هم میکنه که پدرم یعنی حضرت آدم هم  خطا کرد و بهشت رو از دست داد که یه جای دیگه هم میگه

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخـت

نا خلف باشم اگر من به جوی نفروشم

و بالاخره به این نتیجه میرسه که اگر همون روز ازل که گل آدم رو میرشتند  و یا هر زمان دیگه ای جام می به دست بیاری دیگه بدون سوال و جواب میری بهشت.

شعرهای زیبایی هم از سایر شعرا بود که به خاطر کمبود وقت و طولانی نشدن بیشتر نمینویسم

 

در حاشیه

الان که این متن رو میخونید اگه عمری باشه من در سفر هستم . هر چند که کوتاه اما دلم برای همه شما تنگ میشه. هم مطلب روانشناسی آماده کرده بودم و هم عکس اما فرصتی نشد تا تو  این متن بزارمش. به هر حال باید ببخشید. حتما توی قسمت بعد که برگ دهم هست جبران میکنم و مفصل مینویسم. خودم خيلی ناراحتم که نتونستم اونجور که بايد بشه بنويسم.

در ضمن دوست خوبم در وبلاگ شکست سکوت تعدادی تست خود شناسی رو مطرح کرده که جالب توجه هستند بد نيست شما هم سر بزنيد و خودتون رو آزمايش کنيد.

تا ديدار بعدی شاد و پيروز باشيد

قربان شما واثق

 

/ 25 نظر / 974 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امير

سلام....خيلی خوب بود........سفر هم خوش بگذره....با تبادل لينک موافقی..خوش حال می شم با شما تبادل لينک کنم .....تا بعد

شقایق

سلام آشنای هميشه ی من!........ لحظه هايمان پر شدند از حضورش..... چه قدر زيبا جوابمان را داد....... بياييد برای تمام دلهای خسته از دوری دعا کنيم....... آمين

محسن«دردهاي تنهايي»

سلام.......نوشته هات خيلی خوندنين.....ممنون از اينکه بهم سرزدی.....زنده باشی......مواظب خودت باش.......محسن

رها...رهي...راهي

درود بر شما . بايد بگم که متن های شما رو هميشه ميام می خونم ولی اگه می بينيد توی قسمت نظر خواهی چيزی نمی نويسم . چون چيزی برای گفتن ندارم . ديرگاهی است که کلمات را بر زبان جاری کرده و می نويسم ولی معنايشان را برايم از دست داده اند و از اين بابت بسيار خرسندم . نيکی پناه شما ...

محبوبه

سلام بر شما دوست عزيز مطلب اين دفعه هم زيبا بود بله خيلی از آدما هستند که تو همه کارها ميخوان دخالت کنن شايد از نظر خودشون هم فضولی نباشه ولی هست اميدوارم مسافرت بهت خوش بگذره و هر چه زودتر برگردی همه ما منتظر حضور سبزتان هستيم از اينکه سر زدی ممنونم.. هميشه شاد و سبز باشيد. سكوت رساترين صداست وقتي تمام وجودت پر از فرياد است وقتي تو مي داني كه حتي عشق هم ساكت و سرزده كلون قلبها را مي كوبد..

مهدی

سلام رفيق عزيزم بخشيد که دير دير به شما سر می زنم شرمنه محبت شما . جالب بود استفاده کردم . راستی سفر خوبی داشته باشی با دست پر برگردی انشاالله به خواجه سلام ما رو برسون . موفق باشی . خدانگه دار و به اميد ديدار....

مجید

سلام ممنون که به بلاگ من سر زدی شما هم وبلاگ زيبائی داری موفق باشی

سبا

دوستی خوبم در طول امشب و فردا اپديت می کنم..خوشحال ميشم سر بزنی

رضا

سلام!من می خواهم راجع به انتخابات مجلس هفتم بنويسم .اما دوست دارم نظر شما را هم بدانم.اگر بگوييد ننويس و قانعم کنيد نمی نويسم.می خواهم حرف و نظر شما را بدانم.حرف و سخن همه مردم را .راستی بنويسم يا نه؟نظر شما در باره اولين نوشته چيست؟ قدم آهسته به سوي انتخابات