برگ سی و دوم دفتر عشق

دوستان گرامی سلام<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اول از همه باید از همه دوستان به خاطر لطفشون تشکر کنم. امیدوارم که بتونم سال دیگه هم تولد دو سالگی وبلاگم رو در خدمت همه شما جشن بگیرم. خوشبختانه مشکل سایتم هم حل شد و دوستان لطف کردند و سر زدند. شما هم اگر مطالب یا مقالاتی در زمینه های مختلف دارید برای من بفرستید تا با نام خود شما توی سایت قرار بدم.آدرس سایت و ایمیل من به این صورت هست.

http://vassegh.com

vassegh_mn@yahoo.com

 

به نظر شما حد و مرز عشق چقدر هست؟ یا پرتوهای عشق در یک نفر تا چه قدر گسترده میشه و تا چه زمانی ادامه پیدا میکنه؟ من فکر میکنم بهتره در این مورد نظر مولانا رو بپرسیم. موافقید؟

ز خاک من اگر گندم بر آید

از آن گر نان پزی مستی فزاید

خمیر و نانِبا دیوانه گردند

تنورش بیت مستانه سراید

بله شعله عشق در مولانا اینقدر زیاد هست که گندمی که از خاک اون بروید و نانی که از اون گندم پخته شود و تنور و نانوایی که نان رو میپزد و کسی که نان رو میخورد همه و همه مست میشن.

این هم یک شعر بسیار بسیار زیبا از شاعر بزرگوار سایه

 

مژده بده مژده بده یار پسندید مرا

سایه او گشتم و او برد به خورشید مرا

جان دل و دیده منم، گریه خندیده منم

یار پسندیده منم، یار پسندید مرا

کعبه منم، قبله منم، سوی من آرید نماز

کان صنم قبله نما خم شد و بوسید مرا

پرتو دیدار خوشش تافته در دیده من

آینه در آینه شد: دیدمش و دید مرا

آینه خورشید شود پیش رخ روشن او

تاب نظر خواه و ببین کاینه تابید مرا

گوهر گم بوده نگر تافته بر فرق فلک

گوهری خوب نظر آمد و سنجید مرا

نور چو فواره زند بوسه براین باره زند

رشک سلیمان نگر و غیرت جمشید مرا

هر سحر از کاخ کرم چون که فرو می نگرم

بانگ لک الحمد رسد از مه و ناهید مرا

چون سر زلفش نکشم سر ز هوای رخ او

باش که صد صبح دمد زین شب امید مرا

پرتو بی پیرهنم، جان رها کرده تنم

تا نشوم سایه خود  باز نبینید مرا

 

در حاشیه

دوستانی که سایت واثق رو دیدند مطلبی نوشته بودم در مورد نظر سنجی میعیارهای انتخاب همسر در دختران که صحبتهای مختلفی هم در موردش با دوستان کردم. تا یکی دو روز آینده معیارهای انتخاب همسر در پسران رو هم در سایت قرار میدم و علاوه بر اون گالری عکسهای طبیعت که خودم گرفتم رو هم در سایت قرار میدم. ادامه درس عروض هم میتونید از سایت دانلود کنید.

 

اینبار یه مطلب روانشناسی جالب مینویسم

رنجها به دو دسته تقسیم میشوند. 1- رنجهای انتخابی  2- رنجهای تحمیلی

رنجهای انتخابی رنجهایی هستند که ارادی و انتخابی هستند مثل درس خواندن یا مطالعه کردن یا قبول کردن مسئولیت و تکلیف و رنجهای تحمیلی رنجهای غیر ارادی و پیشامدی هستند مثل از دست دادن شخصی یا مریضی و ...  .    همه افراد به نسبتهای مختلف دچار این رنجها شده اند و از این موضوع چهار ترکیب آدم به وجود می آیند که عبارتند از:

1 - کسانی که نه رنج انتخابی داشته اند و نه رنج تحمیلی.

این گونه افراد، افراد بی مسئولیت تنبل و سربار هستند که حاضر به تحمل و قبول هیچ مسئولیتی را ندارند

2 - افرادی که رنج تحمیلی داشته اند و رنج انتخابی نداشته اند.

اکثر بزهکاران اجتماعی جز این دسته هستند که در زندگی رنجهای تحمیلی از جمله فقر را تجربه کرده اند اما هرگز زیر بار مسئولیت نرفته اند و سرتاسر عقده هستند

3 – افرادی که رنج تحمیلی نداشته اند ولی رنج انتخابی داشته اند

این گونه افراد آدمهای مثبت مسئولیت پذیر و قابل اطمینانی هستند و با اینکه رنجهای تحمیلی برایشان پیش نیامده اما خودشان همیشه به دنبال پذیرش مسئولیت بوده اند

4 – افرادی که هم رنج تحمیلی داشته اند و هم رنج انتخابی

این افراد انسانهای خود ساخته ای هستند که با وجود رنجهای تحمیلی که داشته اند هیچگاه از مسئولیت شانه خالی نکرده اند و همواره رنجهای انتخابی نیز برای خود ایجاد کرده اند.

 

رنجهای تحمیلی که قابل پیش بینی و در اختیار ما نیستند اما باید همیشه به دنبال رنجهای انتخابی بود و به دنبال آن رفع نیاز چرا که این چرخه شرط آرامش است.

 

قربان شما واثق

 

/ 25 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محبوبه

سلام دوست عزيز، مطلبت خيلي خيلي جالب بود مخصوصا" بحث روانشناسيت.... خيلي زيبا و منطقي بيان كردين.... در مورد حد و مرز عشق براي هر كس يه حدي داره در همه افراد يكسان نيست... راستي سايت زيبايي هم دارين تبريك ميگم... هميشه شاد و موفق باشيد..

محمد/ماری

سلام واثق عزیز . خيلی وقت بود نيومدم . اولا تولد وبلاگت رو تبريک ميگم. دوما مطلبت جالب بود اما چون نمی رسم همه اش رو الان بخونم ؛ آفلاين می خونم و بعد ميام نظر می دم..... / ماري

mohammad

سلام ... به رای من جهان فانی هميشه با رنج برای هر کسی به هر شکلی بوده و هست و خواهد بود و غير ممکنه کسی در مدت حياتش فاقد درد و رنج باشد مگر اينکه دوباره متولد شده باشد ..........!!!!!! تعجب نکنيد اين جمله عالمانه رو (( چارلز ديکنز )) گفته

Farshad

سلام دوست عزيز مطلبت قشنگ بود موفق باشی..اگه وقط کردي يه سرم به ما بزن ممنون میشم..مرسي...باي

سمیرا

سلام نازنين٬فکر رفتن کردم اما دل رفتن نداشتم.ديگه فکرش رو هم نميکنم چشم.ممنون از اين همه لطفت عزيزم شرمنده کردی.بازهم سر بزن به من...

faded

سلام ممنونم که وبلاگم اومدين موفق باشيد

rezvan

سلام . خیلی زیبا و جالب بود مخصوصا مطلب روانشناسی . امیدوارم هیچ گاه از بهره بردن از رنج های انتخابی غافل نشویم و از زیر بار رنج های تحمیلی شانه خالی نکنیم . راستی ! سایت جدید مبارک مبارک ! شاد باشید و پاینده ... .

jige

بسيار جالب بود . موفق باشيد و پيروز

payam

سلام عزيز دل انگيز . خيلی وقت بود نيامده بودم . خيلی چيزا عوض شده !!! به هر حال مطالبت جالب بود و جذاب :)