حاصل عمر همه در جام زجاجی گنجید

دل آزرده که از نخوت دی می خشکید

بنگر باز چه سان در طلبش می جنبید

از چه رو گشته به پا فتنه جان انگیزش

آنکه زین پیش بسی در غلیان می خسبید

گشته در خون خود آلوده و خوش میخندد

حالی آن دل که ز بد عهدی گل می رنجید

گر چه با صوت رسا بانگ اناالحق می خواند

خشک میشد به ندایی و از آن می ترسید

چشمه شعر که از خشکی دل شد صد چاک

عاقبت در قدم باد بهاری جوشید

"واثق" از کرده او هستم و دانم چو نبید

حاصل عمر همه در جام زجاجی گنجید

7/9/95


/ 1 نظر / 55 بازدید
sayeban-eshgh

سلام. بله صد درصد در خاطرم هست نوشته ها و پیامهاتون. راستش من وبلاگمو تعطیل نکردم ولی پرشین بلاگ به معنای واقعی به افکارم خیانت کرد! اون هم نه یک بار! با تغییر دامین توی یه برهه ی زمانی؛ با حذف دو سال نوشته هام هم اخیرا! فکر میکنید منطقیه اگر باز هم بهش اعتماد کنم وقتی خصوصا اینجور سیستم بلاگری رو انحصاری و مزحک و احمقانه کرده؟؟؟ من سایبان عشقم رو دوست داشتم و دارم اما از پرشین بلاگ و گرداننده‌های ابله و خودخواه و نامردش بیزارم! مطمئن نیستم که باز هم توی این وبلاگ چیزی مینویسم یا نه!!! اما هستم و سایبان عشقم متروکه نیست!