برگ پنجاه و ششم دفتر عشق

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

دوستان عزیز سلام

اینبار علاوه بر کار همیشگی یعنی بررسی یکی از اشعار مولانا یه حرف خودمونی و یه نظرخواهی دارم که میخوام کمکم کنید.

دیوان شمس رو که میگشتم به یه شعر زیبا برخوردم که اینبار این شعر رو میخونیم :

 

پیش از آن کاندر جهان باغ و می و انگور بود

از شراب لایزالی جان ما مخمور بود

 

ما به بغداد جهان جان اناالحق می‌زدیم

پیش از آن کاین دار و گیر و نکته منصور بود

 

پیش از آن کاین نفس کل در آب و گل معمار شد

در خرابات حقایق عیش ما معمور بود

 

جان ما همچون جهان بد جام جان چون آفتاب

از شراب جان جهان تا گردن اندر نور بود

 

ساقیا این معجبان آب و گل را مست کن

تا بداند هر یکی کو از چه دولت دور بود

 

جان فدای ساقیی کز راه جان در می‌رسد

تا براندازد نقاب از هر چه آن مستور بود

 

ما دهان‌ها باز مانده پیش آن ساقی کز او

خمرهای بی‌خمار و شهد بی‌زنبور بود

 

یا دهان ما بگیر ای ساقی ور نی فاش شد

آنچ در هفتم زمین چون گنج‌ها گنجور بود

 

شهر تبریز ار خبر داری بگو آن عهد را

آن زمان کی شمس دین بی‌شمس دین مشهور بود

 

 

بیت اول : ما قبل از اینکه این جهان بوجود بیاد و باغ انگوری باشه که بشه از اون شراب درست کرد ،از روز ازل از شراب عشق مست بودیم

بیت دوم : ما قبل از اینکه بغداد و منصور حلاج و دار زدن اون و بانگ انا الحق اون به وجود بیاد در بغداد جان و از روز ازل بانگ انا الحق رو میگفتیم

بیت سوم : قبل از اینکه وجود ما رو با آب و گل بسازند ما وجود داشتيم و در دنيای حقيقی به عيش و نوش مشغول بوديم

بیت چهارم : عمر ما مثل این جهان فانی و تموم شدنی هست ولی عمر عشق مثل آفتاب همیشگی و جهان و ما که عضوی از جهان هستیم از شراب عشق غرق نور است

بیت پنجم : ای ساقی عشق این خلق ساخته شده از آب و گل رو با شراب عشق مست کن تا وقتی که طعم این شراب و میچشن متوجه که چقدر از این لذت واقعی دور بودن

بیت ششم : جانم به فدای ساقی عشق که از اون جهان میاید تا ما با مست شدن از شراب اون صورتهای مجازی شراب و مستی رو بشناسیم و کنار بگذاریم

بیت هفتم : ما هم دهن هامون رو باز میگذاریم تا این ساقی به ما از آن شرابهایی که خماری نداره و از اون عسلی که نیش زنبوری به دنبالش نیست به مت بچشاند

بیت هشتم : در این بیت هم باز مولانا با مثالی از این موضوع در باره عشق خودش یعنی شمس تبریزی شعر رو تمام میکنه به این معنی که تو قبل از اینکه شمس تبریزی وجود داشته باشه اصلا شهر تبریز رو یادت میاد؟ شهر تبریز از وجود شمس هست که اینچنین مشهور هست و در خاطر ها مانده

 

اما مطلب مهمی که باید بگم : اول باید بگم که خوشحال هستم که این مطالب مورد توجه شما قرار میگیره. به هر حال هر چی که هست زیبایی اشعار مولاناست اگر نه من حرف جدیدی نمیزنم. در انتخاب اشعار سعی میکنم اشعاری باشند که اولا زیبایی بیشتر و ریتم قشنگتری داشته باشند که خواندن خود شعر به تنهایی هم لذت بخش باشه و اینکه خودم سوادش رو داشته باشم که معنیشون بکنم. میون اشعار که میگشتم یه شعر بسیار بسیار زیبا رو دیدم ، اول به ذهنم رسید که همین بار بنویسمش اما بعد پیشمون شدم به این علت که اولا این شعر یک مقدار طولانی هست و دوم اینکه خیلی زیباست دیدم اگر بخوام دو قسمت بنویسمش شعر حروم میشه و اون زیبایی اصلیش رو از دست میده و اگر بخوام یکباره بنویسمش مطلب خیلی طولانی میشه و ممکنه وقت و حوصلش رو نداشته باشید که بخونید و در این صورت هم باز شعر کم ارزش جلوه میکنه. این شد که خواستم از شما کمک بگیرم که یکی از این سه راه رو انتخاب کنیم

1-      صرف نظر کردن از طرح این غزل

2-      دو قسمتی نوشتن این غزل

3-      کامل نوشتن این غزل

که به نظر خودم راه سوم بهتره به شرط اینکه حوصله کنید و کامل بخونیدش. و باید اینو بگم که این اصرار من فقط و فقط به خاطر لذت بردن کامل شما از این غزل و ادا شدن حق این شعر هست .

پس در صورت موافقت شما عنوان مطلب بعدی این خواهد بود :

 

ای دل چه اندیشیده ای، در عذر آن تقصیرها؟

 

قربان شما

واثق

/ 27 نظر / 145 بازدید
نمایش نظرات قبلی
tara

با سلام خدمت شما ... اولا بازهم مثل هميشه شعر قشنگی رو نوشته بوديد... و ديگه اينکه من فکر می کنم اگه کامل بنويسيد بهتر باشه...

tara

اما از الان می خوام بگم بخشي از اين غزل رو در وبلاگمان خواهم گذاشت... غزل خيلی قشنگيه ... تکان دهنده...

nancy

جيغغغغغغغغغغغغغغغغ...............بابا چند باربنويسمممممممممممممممم هي ميپرههههههه سلاممممممممممم ................خوبي من شونصد با اومدم اينجااااااااااااااااااااااااااااااااا بابا اينجا بازنميشههههههههه گريهههههههه ...من نميتونم بنويسم ...اما روم كه كم نميشه بازم ميام ...ببينم اينجا جرات داره منو راه نده چشمك

محبوبه

سلام دوست عزيز... ممنونم از حضور سبزت اگر بشه تا آخر وقت امروز آپديت مي كنم... شا باشيد...

پگاه

سلام خسته نباشی به نظر من اگه کامل بنویسی بهتره چون اونموقع مطلب بیشتر دست آدمه ومنظورشو بیشتر می فهمیم شاد موفق باشی...یاحق

darya

کاملش کن.خيلی قشنگه........راستيمن آپ کردم.بيا

پیام محبت

سلام. وظیفه خودم میدونم از اهتمام جدی و زحماتتون تشکر کنم. اگه بشه توضيح هر شهر زيرش بياد تا ما هی پائين و بالا نريم٬ خيلی بهتره. موفق باشيد. يا علی.

ياس

سلام / من يه مقدار دير رسيدم اميدوارم كه منم تو وبلاگتون راه بديد ...گلچين بسيار زيبايي داشتيد شعر بسيار دلپذير و دلنشيني بود اميدوارم اين روند كاريتون رو براي هميشه حفظ كنيد ...در مورد بند آخر مطلبتون من فكر مي كنم اگه بصورت يكجا و كلي شعر رو تو وبلاگ قرار بديد بهتر باشه چون من خودم به شخصه وقتي ادامه مطلب به بعد موكول ميشه كلافه ميشم ولي حالا شما هم هر طور راحتيد عمل كنيد بالاخره كه ما مي خونيم / با آرزوي سلامتي و شادكامي

sima

دوست عزيز سلام. مرسی که به من سر زدی.در مورد سوالی که کردم می خواستم بدونم که واقعا معانی عرفانی و آسمانی اين اشعار براتون ارزش داره که جوابم رو دادين . البته باعث خوشحالی که.......... گفته بوديد شما هم از فکر های من می کنيد و گاهی اوقات به نتيجه هم می رسيد.می تونم از نتايجتون استفاده کنم؟؟؟راستی اگه لينکه من رو وارد کنيد خيلی خيلی خيلی خوشحال می شم.......... به اميد ديدار