برگ یازدهم دفتر عشق

سلام دوستان خوب و نازنین<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

نمیدونم چطور از شما تشکر کنم به خاطر این همه لطف که به من دارید. از این به بعد یه کمی فرم نوشتنم رو عوض میکنم. یعنی سعی میکنم مطالب رو مختصر تر بنویسم که هم خوندنش راحت تر باشه و هم شما هم در موضوع بیشتر مشارکت کنید. اینطور میتونم به موضوعات دیگه که همچنان در حاشیه هستند بیشتر برسم.

اما الان توی این دفعه میخوام چند تا شخصیت مهم رو براتون معرفی کنم که اکثر شما هم با اونها آشنا هستید.ساقی – شاهد – رند – مدعی -  پیر مغان – مغنی – واعظ ...

فعلا اینها به ذهنم رسید شاید کسای دیگه هم باشند. شما اگر یادتون اومد بگید. حالا مختصر به معرفی چند تا از این شخصیتها می پردازیم بقیش هم میمونه برا دفعه بعد. شما هم در مورد اینها اظهار نظر کنید.

 

1 - جناب آقای/سرکار خانم مدعی

ای مـدعی بـرو کـه مرا بـا تو کار نیست

احباب حاضرند به اعدا چه حاجت است

 

با مدعی نگویید اسرار عشق و مستی

تا بی خبر بمیـرد در عـیـن خود پرستی

 

2 – جناب آقای/سرکار خانم رند

رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار

کار ملکست آنکـه تدبیر و تحمـل بـایدش

 

مـیـخـواره و سـرگـشـتــه و رنـدیــم و نــظــر بــاز

وانکس که چو ما نیست در این شهر کدام است

 

3 – جناب آقای / سرکار خانم شاهد

ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت

وی مــرغ بهشتی که دهد دانه و آبت

 

شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد

بـنـده طـلـعــت آن بــاش کــه آنــی دارد

 

4 – جناب آقای/سرکار خانم ساقی

خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند

ساقی بده بشارت رندان پارسا را

 

دلم ز نرگس ساقی امانخواست به جهان

چرا که شیوه آن ترک دل سیه دانست

 

خوب فعلا تا همینجا کافیه. بعد در موردشون بیشتر حرف میزنیم. همینطور در مورد بقیه آقایون و خانم ها.

 

در حاشیه

1 – عمیقا حادثه دلخراش زلزله شهر بم رو به همه تسلیت میگم و امیدوارم بتونیم در حد توان به یاری مردم آسیب دیده این شهرستان بشتابیم

 

2 – میلاد پیامبر صلح و دوستی حضرت عیسی ابن مریم رو به همه مردم جهان تبریک میگم همچنین عید مبارک کریسمس رو به هموطنهای عزیز مسیحی تبریک میگم

 

3 – دفعه بعد یه مطلب روانشناسی هم مینویسم اما اینبار یه شعر ناقابل خودم رو تقدیم میکنم :

 

بر تنـم خـرقه مـپوشـان دل فـگارسـت از وجـودش

بر دل من می بنوشـان خـرمم از لـطـف و جـودش

درد مـن را کــن مــداوا زهــر و تـریــاقی بــنوشـان

نـیـســت دردی مــــرا از بــودنــش یــا کــز نبودش

عیــب رنـدی مـی کـنـنـدم زاهــدان خــرقه پــوش

روی مـن مــیــگــون و جــانــم زنــده از آواز رودش

سنگ خارا نزد صبرت گشته است این لعل خونین

دل ز داغـش غرق آتــش سینــه ام از بوی دودش

«واثق» آخر این غمت کی میشود از سینه بیرون

بوی خوش آید ز وصلش همچو بوی یاس و عودش

1/1/80

 

 ۴ - اينم يه عکس از بالای تله کابين نمک آبرود که مال ۲ سال پيش هست

برای گرفتن عکس بزرگ اينجا کليک کنيد

 

قربان شما واثق

 

 

/ 34 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
kaghaz bikhat

سلام.................شاد باشی در ضمن عکست خيلی قشنگ بود

اردلان

سلام به دوست عزيزم . همانند هميشه از مطالب خوب و زيبای شما استفاده کردم. پيروز باشيد.

mahmood

سلام.موفق باشی.ممنون که سر زدی.

مهدي( دفتر عشق ).....

سلام ...خوبي؟…..خوش ميگذره……خيلي خوشحالم كردي كه به دفتر عشق اومدي …….سربلند و سرافراز باشي…….. ماه شب تو نوراني است مهتاب است. ماه شب تو زيباست وروشن بخشي به جمع ياران عاشق است. ماه شب تو دردودلهاي تو را مفهمد. ماه شب تو مثل چهره ات زيباست.ماه شب تو همان ماه شب چهارده است. قرص كامل ماه در ميان چهره زيباي تو. نور ماه شب تو لحظه هايي پر از زيبايي ومحبت را برايت مهيا كرده است.ماه شب تو در بين همه تك است ان شبي كه ماهت در آسمان است آن ماه فقط براي تو در آسمان است و فقط براي تو ظاهر شده است. اما شب من ماهي ندارد شمعي است خاموش كه ديگر اميدي براي روشن شدن ندارد شبي تاريك است و دلگير.

بیگودی

من رو جزو افراد مهم معرفی نکردی(;

رضا

سلام واثق جان . بايد منوببخشی . چند وقته نيومدم بهت سربزنم . هرچند که تو هم تا فصل نهم رو خبر داده بودی . واثق ، شعرتم زيباست . خوشم اومد . البته اميدوارم اين کلماتی رو که نوشتی بعدا توضيح بدی ، چون مطمئنن خيلی ها اشتباه برداشت می کنند . ولی اينو گفتم ، بازم ميگم کارت خيلی قشنگه .

رها - اتاق آبی

واثق عزیز ... فبل از هرچیز عذرخواهی من را از بابت تاخیر طولانی بپذیر . در این مدت از دسترسی به اینترنت بی بهره بودم .. برگ های دفتر عشقت هر روز رنگ تازه ای به خودش می گیرد و هر بار پر بار تر ... من هم میلاد مسیح رو تبریک و غم رنج و درد هموطنانمون رو تسلیت می گم ....

آوا

واثق عزیز سلام. من واقعا شرمنده هستم که اینقدر دیر به دیر میام امیدوارم این تاخیر طولانی من رو ببخشی. و اما وبلاگتون که روز به روز بهتر میشه. و رنگ و روی تازه تری به خودش میگیره این بار هم خیلی کامل بود مخصوصا شعری که خودت گفتی مثل همیشه زیبا و دلنشین بود. منم به تو و همه هموطنام این ضایعه رو تسلیت میگم و امیدوارم هر چه زودتر خوب بشن و هر چه زودتر برگردن سر خونه و زندگیشون برای همه اونایی هم که رفتن از خدای خوبم آمرزش میخوام امیدوارم دیگه هیچ زمانی اینجور مصیبتها توی هیچ کجای سرزمینمون اتفاق نیفته. همیشه شاد و پیروز و سربلند باشی. به امید دیدار. تا بعد خدا نگهدار

gipsy

سلام دوست عزيز من نيز به نوبه خود واقعه بم را تسليت عرض ميکنم و مثل هميشه زيبا نوشته ايد .در پناه اهورای بزرگ مستدام. راستی کولی را بروز کردم.

امير

سلام.....ممنون که منو فراموش نکردی .....اين برگ هم مثل باقی برگها زيبا بود.....تا بعد