برگ هفتاد و چهارم دفتر عشق

سلام دوستان عزیز<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

راستش هنوز به شرایط آرمانی و روزهای اوجم برنگشتم J اما دلم نمیخواد اینجا تعطیل بشه به این خاطر هر طور شده آپدیت میکنم. اگر شعر خاصی از هر شاعری در نظر دارید میتونید بگید تا در موردش بنویسم. اما اینبار برای خالی نبودن عریضه چندتا شعر از  خودم مینویسم که البته بعضیهاش رو قبلا هم نوشتم. خوشحال میشم نظراتتون رو در موردش بدید.

 

این یک رباعی به سبک رباعیات مولانا

 

اين درد كه از جان تو بر جام من است

بيهوده نخوانش كه همـه آن من است

بـيـمــار نـيـم زان كــه گـــرفتــار تــو ام

بـيـمـار تـو ام غـم تـو درمـان من است

 

*** *** ***

این هم یک قطعه که نصفه شب یه شب زمستونی سال 1376 توی سفر گفتم

 

در سـراي قـربـت و دور از وطـن

غـم آشـنـاي مـن هـمراه است

خـرقـه زهـد و ريـا هــر جــا روم

بــا تـن افگــار مـن همراه است

شـمع اميد دگر گشته خموش

سوز آن با دل من همراه است

مـي زنـد تــار دلــم ســوز صبـا

تا ابـد غـربـت مـن همراه است

ظـلـمـت شبهاي تار و بي صلا

با فـضـاي دل مــن همراه است

 

 

این هم شعری تو مایه های سپید

 

در روزگار سرد خصم آلود، در دنیای تاریک و طبیعت زدا، در سرزمین روبهان مکار و در سرای بی خرد بی روح :

 

یا باید چنان باشم که می خواهند، که توان ندارم

یا باید همان باشم که هستم، که همانم، ولی غرق در اندوه و درد

یا باید آن کنم که نمیدانم

 

یا باید خود بروم که جرات ندارم

یا باید بمانم، که مانده ام, ولی لنگان و بی رمق

یا باید آن کنم که نمیدانم

 

یا باید بگویم که شنونده ای نیست

یا باید خاموش باشم، که خاموشم ولی در درون زبانه های آتش

یا باید آن کنم که نمیدانم

 

یا باید بگریم که خلوتی نیست

یا باید راه را بر اشک ببندم که بسته ام, ولی در سیلابش غرق

یا باید آن کنم که نمیدانم

 

یا باید ...

یا باید ...

یا باید ...

 

از همه دوستانی هم که تولدم رو تبریک گفتن تشکر میکنم البته هنوز روز تولد من سر نرسیده و این تبریکات به خاطر تبریک دوستم از وبلاگ همین حوالیها به استناد اعلام روز تولد از 10 روز قبل توی ارکات بوده. روز تولد من یکشنبه 20 دیماه هستJ نمیدونم باید خوشحال باشم یا ناراحت اگر عمر متوسط یه نفر رو اونهم دست بالا 75 سال در نظر بگیریم تو این چشم بهم زدن یک سومش گذشتL

به قول سعدی :

عمر گرانمایه در آن صرف شد

تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا

 

توی پست قبلی آدرسی داده بودم که به خاطر مشکل پرشین نتونستم لینکش کنم حالا لینکش رو اینجا میذارم

بازیافت هنری زباله (2)

 

پی نوشت :

هنر را به خاطر بسپار هنرمند مردنیست ( اینم یه شعر جعلیJ)

 

/ 36 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پگاه

سلام شعری که خودت گفته خیلی زیباست.امیدوارم اونجور که می خواهی باشی.ولی هیچگاه از کلمه باید استفاده نکن.راستی تولدتم مبارک باشه.دل آدم باید جوان باشه...خوبه درباره اعداد بنویسی.موفق باشی

سارا(سایبان عشق)

سلام. بعضيا زود تبريک گفتن پذيرفتی... من يکی دو روز دير رسيدم! اما تولدت مبارک. ايشالا سالها ی سال شاد و سلامت زندگی کنی. از بين شعرات همون رباعی خيلی به دلم نشست! شعر نو هم زيبا بود. شعر دومی هم جالب بود . واقعا ممنون. اما دلم می خواد يه شعر جديد از خودت بنويسی. اما اين مدتی که کمتر ميام نت... بابت تاخيرم معذرت! درک می کنی ديگه!! مگه نه؟ ممنونم ازت يه دنيا. راستی توی اورکوت اگه بتونم پيدا کنم اد می کنم!! اگر نتونستم تو منو با اين يوزر........سارا سايبان عشق......... اد کن. شاد باشی

from the heaven

تولدت مبارک... من از شعرا سردرنياوردم. اون موقع که توضيحش می نوشتی بيشتر دوست داشتم. ولی قشنگيش قشنگ بود. آپم.

محب ولايت

سلام علیکم ؛ شهادت ستاره درخشان کهکشان ولايت جواد الائمه حضرت امام محمد تقی عليه السلام بر شما و شیعیان جهان تسليت باد . و من الله التوفيق و عليه التکلان . اشهد ان عليا ولی الله .

majid

سلام اميدوارم که خوب باشی فردا تولدم هست خوشحال می شم به وبلاگم يه سری بزنی موفق باشی بای

محب ولايت

سلام علیکم ؛ پيوند فرخنده دو نور پاک الهی حضرت زهرا سلام الله عليها و حضرت علی عليه السلام مبارک باد . و من الله التوفیق و علیه التکلان . اشهد ان علیا ولی الله .

شقایق

سلام واثق جان! خوبی؟ با اجازه ت منم يه جورای ديگه نمی تونم به وبلاگ اداره کردن ادامه بدم.... نمی دونم چرا؟ به هر حال وقتی به جای من تصميم می گيرن و عقايدشونو به من تحميل می کنن زندگی يه نمور مسخره ميشه!

negar

سلام خوبي؟ منم حالا که اين طور شد می رم ...

ستاره ي شيفته سحر

سلام عزيز...فکر می کنم نوشته هاتون امروز ديگه متعلق به خودتون تنها نيست... امروز شما به همه ی ادب دوستان اين مرزو بوم تعلق داريد... پس بازهم درساتون رو ادامه بديد لطفا...هوا مه آلود است و زمين گرم... و چشم انتظار باراني سبز...كه مي داند ؟...شايد ببارد....كه مي داند كه ستاره كجا پنهان است؟....شايد ببارد...

نياز

سلام دوست اديبم ..تولدت مبارک .